بوم مدل کسب وکار

بوم مدل کسب و کار (Business Model Canvas)


قبل از اینکه بوم مدل کسب و کار را برای شما توصیف کنیم، لازم است بدانید که اصلا مدل کسب و کار چیست؟

اصطلاح مدل کسب و کار هم‌زمان با پیدایش رایانه ها و ظهور اینترنت رواج پیدا کرد.

در زمان‌های قدیم کسب و کارها مدل ساده و قابل فهمی داشتند؛ اینطور که محصولی را ارئه کرده و به فروش می‌رساندند و هزینه ای بابتش دریافت می‌کردند.

اما با ظهور اینترنت و کسب و کارهای اینترنتی مثل یاهو و گوگل که درآمدهای بسیارخوبی هم داشتند، در ذهن مردم سوال ایجاد می‌شد که این‌ها :

  1. چگونه به درآمد می‌رسند؟
  2. اصلا چه کاری انجام می‌دهند؟
  3. چه چیزی می‌فروشند؟
  4. مدل کسب و کارشان چیست؟

از همین طریق اصطلاح “مدل کسب و کار” شایع شد.

دانلود فایل PDF بوم مدل کسب و کار

مدل کسب و کار چیست؟

مدل کسب و کار توصیف می‌کند که شما چگونه در کارتان درآمدی کسب می‌کنید؟ آن هم از این طریق که ارزشی را با قیمتی مناسب به مشتری ارائه دهید.

این ابزار به کارآفرینان کمک می‌کند امکان براورد هزینه‌ها و نظم بخشیدن به کار را داشته باشند.

به زبان ساده؛ مدل کسب و کار به شما امکان بررسی هزینه ها و مخارج و در مقابل سود و هزینه ای که از مشتری باید دریافت شود را می‌دهد.

کسب و کار موفق، کسب و کاری است که بتواند هزینه‌ای بیش از هزینه تولید محصول از مشتری دریافت کند.

حال راه‌هایی برای کسب درآمد بیشتر مانند تبلیغات درست، کاهش هزینه‌های تولید و … وجود دارد.

به طور کلی هم اکنون برای توضیح مدل کسب و کار خود باید 3 دسته از سوالها را پاسخ دهید:

  1. دسته اول سوالات مربوط به ارزش آفرینی است این‌گونه که می‌پرسد کسب و کار شما چه ارزشی را ایجاد می‌کند؟ و از چه راهی؟
  2. دسته دوم، سوالات مربوط به درآمدزایی است اینطور که می‌پرسد ارزشی که ایجاد می‌کنید را چگونه به پول تبدیل خواهید کرد؟
  3. و دسته سوم سوالات مربوط به حفظ پایداری و بقاست؛ این‌گونه که می‌پرسد چه کاری برای پایدار ماندن و بقای کسب و کار انجام خواهید داد؟

که بوم مدل کسب و کار به خوبی در پاسخ به این سوالات به شما کمک خواهد کرد.

بوم مدل کسب و کار چیست؟

بوم مدل کسب و کار، یا به اختصار BMC (مخفف عبارت: Business Model Canvas)، ابزاری برای طراحی و ترسیم نقشه مدل کسب و کار است.

این ابزار مشخص می‌کند چگونه محصولی تولید و به دست مشتری برسد و در نهایت باعث سودآوری برای آن کسب و کار شود.

بطور کلی تمامی فعالیت‌های یک شرکت را مشخص می‌کند. واضح است که هرچیزی که حساب شده و با نقشه و برنامه‌ریزی پیش نرود به موفقیت منجر نخواهد شد.

اگرچه روش های مختلفی برای ترسیم مدل کسب و کار ارائه شد، اما بوم مدل کسب و کار یکی از بهترین و پرکاربردترین ابزارها برای این کار بود.

” بوم مدل کسب و کار ” برای اولین بار توسط الکساندر استروالدر در کتابی که به دست او به تالیف رسیده بود؛ کتابی به نام خلق مدل کسب و کار، پیشنهاد و مطرح شد.

استروالدر بوم مدل کسب و کار را اینطور تعریف می‌کند:

مدل کسب و کار ابزاری مفهومی است که شامل مجموعه‌ای از عناصر و ارتباط آن‌ها بوده و منطق شرکت جهت درآمدزایی را نشان می‌دهد.

الکساندر استروالدر

این ابزار به دلیل اینکه بسیار ساده اما کاربردی بود، خیلی سریع در دنیا رواج یافت.

به این دلیل که کسب و کارهای متفاوت اهداف متفاوتی دارند و همچنین فعالیت‌هایشان،منابع مالی، مخاطب و مشتری‌شان و …کاملا با هم متفاوت است، برای همه کسب و کارها نمی‌توان از یک بوم کسب و کار استفاده کرد.

این ابزار فقط الگویی است که می‌توان با توجه به نیازها و ویژگی‌های هر کسب و کار آن را طراحی و از آن استفاده کرد.

بوم مدل کسب و کاهای موفق

بررسی بوم کسب و کارهای موفق مانند آمازون،ای‌بی،علی بابا، دیجی‌کالا و… کاری بسیار هوشمندانه است؛ اما نکته اینجاست که ما با بررسی اینها می‌توانیم ایده بگیریم و مفهوم این ابزار را برای طراحی بوم خودمان بهتر بفهمیم؛ اما کپی کردن از بوم کسب و کار اینها اصلا کار درستی نیست و نتیجه خوبی نخواهد داشت. زیرا که هیچ دو کسب و کاری دقیقا دارای ویژگی‌های یکسان نخواهد بود و شما باید با ویژگی های دقیق کسب و کار خودتان به طراحی بوم کسب و کار بپردازید تا بتوانید به نتیجه موردنظرتان برسید.

هر چقدر در مطرح کردن سوالات و پاسخ دادن به آنها در بخش های مختلف بوم کسب و کار دقت به خرج بدهید، ابزار مدیریتی دقیق تری برای رسیدن به موفقیت خواهید داشت.

چرا باید از بوم مدل کسب و کار استفاده کنم؟

کافیست برگردیم به چند دهه قبل.

زمانی که منطق کسب و کارها کاملا مشخص بود.

انسان‌ها برای توصیف کسب و کارها فقط کافی بود به سه سوال پاسخ دهند:

  1. چه محصولی می‌فروشید؟
  2. چه مقدار می‌فروشید؟
  3. سودتان از فروش محصولات چقدر است؟

با پاسخ به این سه سوال می‌توانستند به سادگی کسب و کارشان را برای شرکا و یا مشتری توصیف کنند.

اما امروزه مدل کسب و کارها به مراتب پیچیده تر است.

کسب و کارها برای توصیف خودشان باید سوالات زیادی نظیر:

  1. منابع مالی‌تان چیست؟
  2. چگونه مشتری پیدا می‌کنید؟
  3. چگونه با مشتری‌هایتان ارتباط برقرار می‌کنید؟
  4. از چه راهی بابت محصولی که به آنها می‌فروشید پول دریافت می‌کنید؟

و صدها سوال دیگر که ممکن است خودشان سوالات دیگری در ذهن دیگران ایجاد کند!

شما با طراحی بوم مدل کسب و کار،دیگر لازم نیست همیشه به سوالات تکراری پاسخ دهید و تنها با ارائه‌ آن به شرکا و مشتری همه چیز را برایشان توجیه خواهید کرد.

دلیل دیگری که مشخص می‌کند طراحی بوم کسب و کار به نفع شماست، این است که شما قبل از اینکه حتی یک ریال برای کسب و کارتان خرج کنید می‌توانید با طراحی بوم کسب و کار آن را از بالا ببینید و تحلیل کنید که چقدر هزینه خواهد داشت و یا به چه چیزهایی نیاز دارد و …

بطور کلی بدون ریسک می‌توانید خروجی و هزینه آن مطلع شوید.

دلیل دیگری که نیاز هر کسب و کاری به بوم مدل کسب و کار را ثابت می‌کند، این است که با داشتن نقشه راه کسب و کار تمرکز بر روی همه عناصر افزایش پیدا می‌کند و مدیریت آن بسیار راحت خواهد شد.

آزاده نشاط‌آور درباره طریقه استفاده از بوم مدل کسب و کار برای راه اندازی کسب و کار جدید در این ویدئو توضیح می‌دهد.

دلیل دیگر این است که بوم مدل کسب و کار کاملا انعطاف پذیر بوده و هرزمان که نیاز باشد می‌توانید در آن تغییرات ایجاد کرده بدون اینکه در ساختارش مشکلی ایجاد شود.

دلیل آخر هم این است که وقتی مسیر موفقیت را برای خودتان ترسیم و شفاف می‌کنید پیمودن آن بسیار راحتتر خواهد شد.

بوم کسب و کار و مدل سن گالن

همچنین ارتباط چندانی با فعالان و اندیشمندان این حوزه نداشته‌اند.

با کمی تحقیق خواهید فهمید که اصلا این دو نویسنده در فازی جدا از بقیه فضای مدیریت هستند.

این به دلیل محل تولد و خاستگاه این دو می‌باشد؛ استروالدر سوئیسی است و همچنین پیگنیور در نروژ / سوئیس زندگی می‌کند.

مکتبی از مدیریت به نام سن گالن در اروپا و سوئیس رایج است.

ما ایرانیان بیشتر از مدل‌های کسب و کار آمریکایی و یا الگوهای اروپایی بر پایه تفکرات آمریکایی استفاده کردیم، به همین دلیل مکاتب مدیریتی اروپایی مانند سن گالن برایمان آنچنان شناخته شده نیست.

لازم به ذکر است، تقسیم کردن کسب و کار به قسمت‌های کوچکتر و تحلیل و تشریح هرکدام از قسمت های کوچک، یکی از مهمترین ویژگی‌های این مکتب سوئیسی است که به خوبی در بوم مدل کسب و کار قابل مشاهده است.

مدل کسب و کار، نقشه راه یک کسب و کار را بررسی کرده و ارتباط بین اجزا آن را تحلیل و طراحی می‌کند؛ از این رو چندان دور از ذهن نیست که تحلیل و نگرشی از این نوع از سوئیس و یا جایی در شمال اروپا برخاسته باشد.

با دانستن این مطالب قبول کردن اینکه بین چندین کتاب قوی بین المللی آمریکایی، یک کتاب سوئیسی جای باز کرده چندان کار دشواری نخواهد بود.

بخش های 9 گانه بوم مدل کسب و کار

بخش‌های بوم مدل کسب و کار

بوم مدل کسب و کار به 9 بخش مهم تقسیم شده؛ که در این 9 بخش به تقسیم فعالیت‌ها و فرآیند‌های کسب و کار می‌پردازد، که هرکدام نماینده یک بخش از تولید محصول و یا ارائه خدمات است.

9 بخش بوم مدل کسب و کار شامل:

  1. ارزش پیشنهادی
  2. گروه مشتریان هدف
  3. کانال‌های دسترسی به مشتری
  4. چارچوب تعامل با مشتری
  5. منابع کلیدی
  6. فعالیت‌های کلیدی
  7. شرکای کلیدی
  8. مدل درآمدی
  9. ساختار هزینه

می‌باشد، که بعدتر به توصیف کامل هریک از این‌ها خواهیم پرداخت.

بوم مدل کسب و کار اسنپ

قبل از اینکه به توصیف 9 بخش بوم مدل کسب و کار بپردازیم، لازم است بدانید این بوم بطور کلی به 3 بخش تقسیم می‌شود:

سمت راست بوم به توصیف نیازهای مشتریان و چگونگی ارتباط با مشتری(چگونگی ارائه ارزش به مشتری) پرداخته و به‌طور کلی تمرکز آن برروی مصرف کننده محصول و یا خدمات ماست.

مرکز آن به توصیف ارزش پیشنهادی می‌پردازد و تمایز ما نسبت به رقبا را مشخص خواهد کرد.

و سمت چپ بوم، هسته و فضای کسب و کار(کسب درآمد از طریق ارزش ارائه شده به مشتری) را تحلیل خواهدکرد.

بوم مدل کسب و کار دیجی کالا

اکنون به معرفی 9 بخش بوم کسب و کار می‌پردازیم:

1.ارزش پیشنهادی (Value Proposition)

این بخش از بوم، که مرکز آن را نیز تشکیل می‌دهد؛ مربوط به ارزش آفرینی برای مشتری است.

بخش ارزش‌های پیشنهادی

این بخش یکی از مهمترین بخش‌های بوم مدل کسب و کار است، از این رو که بسیاری از استارتاپ ها و صاحبان کسب و کار ایده‌شان را فقط از زاویه دید خودشان می‌بینند، فکر می‌کنند چون ایده‌شان خلاقانه است ، مشتری هم از آن استقبال خواهد کرد.

در صورتی که اصلا ماجرا از این قرار نیست!

هرچقدر هم محصول و یا خدمت شما خلاقانه باشد، اگر نیاز مشتری و یا مشکل مشتری را برطرف نکند، او اصلا هزینه ای برایش پرداخت نخواهد کرد.

در این قسمت، شما باید از خود بپرسید که :

  1. محصول یا خدمت من برای مشتری چه ارزشی ایجاد می‌کند؟
  2. کدام مشکلش را رفع می‌کند؟
  3. کدام نیازش را برطرف می‌کند؟
  4. چرا میان کسب و کارهای مشابه باید من را انتخاب کن؟
  5. تمایز من نسبت به رقبا چیست؟
  6. اصلا مشتری در ازای چه چیزی به من پول می‌دهد؟


حال این سوال پیش می‌آید که آیا حتما باید ایده ی جدیدی برای تمایز نسبت به رقبا داشته باشیم؟ خیر نیازی نیست.

ممکن است ایده کسب و کار شما مشابه رقبایتان باشد، نکته مهم اینجاست که شما باید سعی کنید نسبت به رقبا متمایز باشید.

شما می‌توانید :

  1. افزایش کیفیت
  2. کاهش هزینه
  3. دسترسی آسان
  4. امنیت بیشتر
  5. سرعت عمل بالا
  6. برندسازی
  7. پشتیبانی و پاسخگویی قوی‌تر

و بسیاری دیگر خودتان را نسبت به رقبا متمایز کنید.

البته زمانی که بازار مربوط به محصول یا خدمت شما اشباع نشده باشد، می‌توانید بطور کاملا مشابه با رقیب فعالیت کنید اما باید بدانید که ریسک کاری شما بسیار بالا خواهد رفت.

این بخش در مرکز بوم قرارگرفته؛ به دلیل اینکه ترکیبی از هردو بخش راست و چپ است، یعنی هم بر روی مشتری‌مداری و هم برروی هزینه و سودآوری تمرکز می‌کند.

بطور کلی این بخش، بخش طلایی بوم کسب و کار شما خواهد بود.

بطور مثال اسنپ (تاکسی آنلاین) یکی از ارزش‌های پیشنهادی که برای رانندگان ارائه می‌دهد این است که هر زمانی که بخواهند می‌توانند کار انجام دهند و فضای کاری بسیار منعطف است.

همچنین ارزش پیشنهادی که برای مسافران ارائه می‌کند، پیدا کردن نزدیک‌ترین راننده درکوتاه‌ترین زمان و همچنین با کمترین هزینه و امنیت بالا و کنترل شده می‌باشد.


2.گروه مشتریان هدف (Customer Segment)

واضح است که هر کسب و کاری مشتریان مخصوص به خود را دارد.

ما در این قسمت مشخص می‌کنیم که مشتریان ما دقیقا چه افرادی هستند.

گروه مشتریان هدف

شناخت ویژگی‌های مشتری اصلی و یا مشتری که واقعا به محصول و خدمت ما نیاز دارد، حتی از شناخت ویژگی های محصول مهم‌تر است؛ زیرا اگر ما پیش از تولید محصول رفتار و ویژگی مشتری خودمان را بدانیم می‌توانیم طبق آن به تولید محصول و یا طراحی خدمات‌مان بپردازیم.

در اینجا کلمه Segment اشاره به پرسونای مشتری دارد.

پرسونای مشتری خود، دنیایی گسترده ای است که توضیح کامل آن در اینجا مقدور نیست؛ اما اگر بخواهیم بطور خلاصه بیان کنیم:

پرسونای مشتری یعنی تحقیق و گردآوری اینکه مشتری ما دقیقا چه ویژگی های رفتاری، جمعیت شناسی و یا حتی جغرافیایی دارد. وقتی بطور کامل مشتری را آنالیز کرده و شناخته باشیم خیلی راحت‌تر می‌توانیم محصول موردعلاقه اش را تولید کرده و او را متقاعد به خرید کنیم.

یکی از بزرگترین اشتباهات کسب و کارها در همین قسمت اتفاق می‌افتد.

به این شکل که آنها بازار هدف بسیار گسترده ای درنظر می‌گیرند که بسیار دارای ناهمگونی است، در نتیجه نمی‌توانند به هدف دلخواه برسند.

هرچقدر بازار هدفی که مشخص می‌کنیم کوچکتر و تخصصی‌تر باشد شانس کسب و کار برای پیشرفت بالاتر خواهد رفت زیرا تمرکز بر روی یک قشر خاص از مشتری بالا می‌رود.

دقت کنید هرچقدر وجه اشتراک مشتری‌هایمان باهم بیشتر باشند نتیجه بهتری خواهیم گرفت.

مخصوصا کسب و کار‌های نوپا اگر از بازار هدف گسترده و مشتریان دارای کمترین وجه اشتراک استفاده کنند ریسک کار بسیار بالا رفته و موفق شدن بسیار سخت و هزینه‌بر خواهد شد و همچنین میزان شکست بسیار بالا خواهد رفت.

بطور کلی می‌توانیم ویژگی‌های بازار هدف را به 4 دسته : ویژگی جمعیت شناختی ، ویژگی روان شناختی، ویژگی جغرافیایی و ویژگی رفتاری تقسیم کنیم.

  1. ویژگی‌های جعمعیت شناختی شامل اطلاعاتی مانند: شغل،درآمد،تحصیلات،سن،جنس می-باشد.
  2. ویژگی‌های روان شناختی شامل: به چه چیزهایی بیشتر علاقه دارند؟ به چه شبکه‌های اجتماعی بیشتر سر می‌زنند؟ چه سایتهایی را بیشتر جستجو می‌کنند؟ در اوقات فراغت چه کارهایی انجام می‌دهند؟
  3. بسیاری از موارد دیگر نیز وجود دارند که برای تحلیل و آنالیز بازار هدف خود می‌توانید استفاده کنید.

3.کانال‌های دسترسی به مشتری (Channels)

در این قسمت از بوم مدل کسب و کار، قرار هست مشخص کنیم که:

  1. مشتری از چه طریقی ما را پیدا کند؟
  2. چگونه با ما و محصول‌مان آشنا شود؟
  3. آیا ما باید او را به سمت فروشگاه خود هدایت کنیم؟
  4. نحوه ثبت سفارش و خرید بر بستر اینترنت و به‌صورت آنلاین باشد یا خیر؟
  5. آیا مشتری ما در شبکه اجتماعی خاصی حضور دارد که کانالی برای دسترسی به ما برایش ایجاد کنیم؟

با پرسیدن این سوالات می‌توانید در ایجاد و شناسایی کانال‌های ارتباطی با مشتری کمک زیادی به رشد کسب و کارتان کنید.

مثلا برندهایی مثل اسنپ، ترب، دیوار، شیپور و … برای دسترسی مشتریان از سایت و اپلیکیشن استفاده می‌کنند.

گاهی اوقات ممکن است ما کانال‌هایی را برای اهداف متفاوتی ایجاد کنیم و همیشه صرفا هدف‌مان فروش نباشد.

مثلا می‌خواهیم برندمان را در ذهن آدم‌های زیادی ثبت کنیم تا شناخته شود. و یا اصلا مشتریان‌مان را به مشتریان همیشگی و کسانی که از ما حمایت خواهند کرد تبدیل کنیم.

لازم است بدانید کانال ارتباط با مشتری دارای پنج مرحله است:

  1. آگاهی از محصول
  2. خرید
  3. تحویل خرید
  4. ارزیابی خرید انجام شده
  5. میزان رضایت بعد از فروش .

همچنین طبق تحقیقات، مشخص شده که بهترین نتیجه را زمانی خواهید گرفت که کانال های ارتباط آفلاین (مانند مغازه ها و فروشگاه‌ها) را با کانال‌های ارتباط آنلاین (سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها) ترکیب کنید و هردو را در کنار هم در اختیار مشتری قرار دهید.

زمانی که با مشتری صحبت می‌کنید، باید بدانید که ارتباط شما با آن مشتری در چه مرحله‌ای است؟

منظور از این جمله این است که شاید یک مشتری برای بار اول دارد با شما ارتباط می‌گیرد اما دیگری ممکن است قبلا از محصولات شما استفاده کرده باشد.

کاملا واضح است که نحوه ارتباط و کانال ارتباطی برای این دو یکسان نیست.

کانال های ارتباطی شما باید کاملا مطابق با سیاست های رفتاری برندتان باشد و همه جا وجود یک الگوی ثابت که نشان از برند شماست، حس شود.

4.ارتباط با مشتری (Customer Relation)

امروزه چگونگی ارتباط با مشتری، پاسخگویی به سوالات او پیش از خرید و پشتیبانی پس از خرید بسیار حائز اهمیت است.

یک ارتباط قوی با مشتری می‌تواند به راحتی برند شما را در ذهن او حک کند و باعث وفاداری مشتری به برند شما شود.

در این قسمت باید مشخص کنیم که چگونه ارتباط‌‌‌مان را با مشتری تقویت کنیم زیرا که ارتباط موثر با مشتری باعث افزایش رضایت او خواهد شد.

هرچقدر بتوانید کانال‌های ارتباطی بهتری شناسایی و ایجاد کنید، در ارتباط با مشتری موفق‌تر خواهید بود و در نتیجه تاثیر بسیار خوبی در فروش شما خواهد گذاشت.

در این مرحله می‌توانید سوالاتی از خودتان بپرسید که به ارتباط بهتر با مشتری به شما کمک خواهد کرد.

سوالاتی از قبیل:

  1. آیا نیاز است در فرآیند خرید مشتری او را همراهی و راهنمایی کنم؟
  2. مشتری چطور پس از خرید بتواند برای محصولش از شما پشتیبانی بگیرد؟
  3. چطور ارتباط دوطرفه ایجاد کنیم؟
  4. مشتری مشکلش را چگونه با ما در میان بگذارد؟

برای ارتباط با مشتریان ترجیحا نیاز است شخصی به مشکلات مشتریان رسیدگی کند که بطور کامل از پیشینه خرید آنها و مشکلات و سوالات قبلی آنها مطلع بوده تا بتواند به بهترین نحو به آنها کمک کند.

هرچقدر تعداد مشتریان یک کسب و کار بیشتر باشد، دسته بندی آنها به گروه های مختلف بر اساس بیشترین اشتراکات، اهمیت بیشتری خواهد داشت. زیرا که هر گروه از مشتریان نیازهای مخصوص به خود را دارند که رسیدگی به همه آنها ضروری است.

5.منابع کلیدی

در این قسمت از بوم مدل کسب و کار، باید این را تعیین کنید که منابع اصلی و پایه‌ای که برای اجرای ایده و رسیدن به ارزش‌های مورد نظر کسب و کار چیست؟

ممکن است این سوال در ذهنتان پیش بیاید که از کجا بفهمم کدام منبع، جز منابع اصلی و کلیدی برای رسیدن به ارزش هاست؟

پاسخ این است که هریک از منابع موردنظرتان را از کسب و کارتان حذف کنید؛ آنهایی که بدون وجودشان هم می‌توان به راه ادامه داد جز منابع کلیدی نیست، اما آنهایی را که هیچ جوره نمی‌توان حذف کرد و نبودشان باعث ایجاد نقص خواهد شد را به عنوان منابع کلیدی در نظر می‌گیریم.

این منابع می‌توانند هرچیزی از قبیل هزینه اجاره دفترکار، هزینه استخدام نیرو تا خرید مواد اولیه و … باشد.

برای تعیین منابع کلیدی کافی است سه سوال از خودتان بپرسید:

  1. برای تولید محصول و ایجاد و ارائه ارزش به مشتری به چه منابعی نیاز دارم؟
  2. این منابع مورد نیاز را از چه راهی تامین کنم؟
  3. آیا می‌توانم این منابع را بطور مستمر نگه‌دارم؟

آقای استروالدر در کتاب خلق مدل کسب و کار می‌گوید ما به طورکلی 4 نوع منبع داریم که شامل:

  1. منابع مالی ( Financial Resources )
  2. منابع انسانی (Human Resources)
  3. منابع فیزیکی (Physical Resources)
  4. منابع فکری و نامشهود (Intellectual / Intangible Resources)

در ادامه این مطلب به معرفی هرکدام از اینها خواهیم پرداخت.

1- منابع مالی

در این قسمت باید تمامی هزینه و سرمایه ای که نیاز دارید را مشخص کنید.

مبلغ مورد نظر همراه با بازه زمانی مشخص؛ مثلا می‌نویسید 1 میلیون تومان برای هر ماه.

همچنین در این قسمت باید روش تامین منبع مالی‌تان را هم مشخص کنید. مثلا وام بانکی و یا سرمایه قبلی خودتان و یا سرمایه گذار و … .

2- منابع انسانی:

در این قسمت شما باید بطور کامل مشخص کنید که به چه کارمندی با چه تخصص یا مهارتی نیاز دارید و همچنین چه تعداد کارمند مورد نیاز است؟

البته تعداد کارمند، زیاد مورد بحث نیست و بحث اصلی این بخش این است که شما به چه مهارت و تخصصی نیاز دارید که بتوانید طبق آن به استخدام کارمند بپردازید.

3- منابع فیزیکی

همه هزینه‌هایی که به محیط فیزیکی کسب و کار شما مربوط می‌شود باید در اینجا مشخص شود.

هزینه‌هایی مانند: هزینه محل کار، تجهیزات اداری موردنیاز مثل میز ، صندلی، کامپیوتر، تلفن و … و یا حتی ماشین آلات بسته به ماهیت کسب و کار.

تمام سعی‌تان را بکنید که این قسمت را با با جزئیات کامل و بطور دقیق تکمیل کنید تا هنگام شروع کار دچار مشکلاتی ناشی از برنامه ریزی ناقص قبلی نشوید.

4- منابع فکری و نامشهود

در مقابل منابع فیزیکی، منابعی که فیزیکی نیستند اما از اهمیت بالایی برخوردارند باید در این قسمت از بوم مشخص شوند.

لازم است بدانید مشخص کردن این قسمت بسیار اهمیت بالایی دارد.

برای درک بهتر این موضوع به چند مثال می‌پردازیم:

  • تحصیلات افراد مختلفی که در سازمان شما کار می‌کنند یا قرار است کار کنند جز این منابع قرار می‌گیرد.
  • تخصص و مهارت مورد نیاز برای کسب و کار شما.
  • مجوزهای موردنیاز برای شروع ؛ بعضی از کسب و کارها برای فعالیت نیاز به یک سری مجوز قانونی دارند که جز منابع مورد نیاز شما محسوب خواهند شد.
  • تجربه کارمندان

دیگر مسائلی از این قبیل که به عنوان منابع شما در نظر گرفته خواهد شد باید در این قسمت درج شود.

6.فعالیت‌های کلیدی (Key Activities)

در این بخش به مهمترین فعالیت‌های مورد نیاز کسب و کار خواهیم پرداخت.

می‌دانید که فعالیت برای ایجاد ارزش برای مشتری مهمترین بخش کسب و کار می‌باشد و فعالیت ها ماهیت اصلی کسب و کار را می‌سازند.

در واقع فعالیت‌های کسب و کار ما مشخص می‌کند که چگونه می‌توانیم به ارزش پیشنهادی موردنظرمان دست پیدا کنیم.

فعالیت های کلیدی

از آنجایی می‌فهمیم که این فعالیت، فعالیت کلیدی و اصلی برای کسب و کار ما است که، اگر آن را از کسب و کار حذف کنیم، کسب و کارمان کاملا از بین خواهد رفت.

هنگام طراحی این قسمت باید به دو نکته توجه کنید:

  1. اول اینکه مطمئن شویم انجام این فعالیت منجر به ایجاد ارزش پیشنهادی‌مان خواهد شد.
  2. دوم اینکه در صورت نبود این فعالیت کسب و کارمان خواهد مرد.

لازم به ذکر است که این فعالیت ها برای انواع کسب و کارها متفاوت خواهد بود.

مثلا برای یک کارخانه تولیدی، خط تولید و تولید محصول می¬تواند جز فعالیت کلیدی باشد. در مقابل تبلیغات به عنوان فعالیت کلیدی به حساب نیاید.

اما برای کسب و کار دیگری تبلیغات نقش فعالیت کلیدی داشته و آنقدر از اهمیت بالایی برخوردار باشد که حتی خط تولید آن کسب و کار آنقدر اهمیت نداشته باشد.

تعیین این موضوع کاملا بستگی به ماهیت کسب و کار شما دارد.

7.شرکای کلیدی (Key Partners)

در این قسمت از بوم کسب و کار راجع به ارتباط با دیگر کسب و کارها صحبت خواهیم کرد.

در دهه های قدیم هیچکس اعتقادی به اینکه با رقبایش ارتباط بگیرد و همکاری کند، نداشت.

کسب و کار ها تنها به این فکر بودند که رقابت کنند و بیشتر از رقبایشان به درآمد و موفقیت برسند.

اما امروز ارتباط و همکاری با رقبا یکی از راه های بهبود بازار می‌باشد. همچنین همکاری با کسب و کارهای مکمل خودتان بسیار به شما کمک خواهد کرد.

در بسیاری از مواقع کسب و کارها وقت و فضای کافی برای انجام تمامی فعالیت های کسب و کارشان را ندارند؛ در این حالت شما می‌توانید کارتان را به یک شخص یا تیم کاربلد بسپارید.

لازم نیست شما همه کارهای مربوط به کسب و کارتان را خودتان انجام دهید. می‌توانید با برون سپاری بعضی از کارها و همکاری با دیگر کسب و کارها در زمان و هزینه‌تان صرفه جویی کنید.

مثلا دیجی‌کالا که محصولات مختلف به‌صورت آنلاین به سراسر کشور می‌فروشد، نیازی نیست برای رساندن محصول به دست مشتری‌ها حتما یک شرکت حمل و نقل هم داشته باشد! در اینجا با سپردن قسمتی از کار به دیگری، می‌تواند مقدار زیای صرفه جویی داشته باشد.

و یا مثلا کسی که در حوزه برنامه نویسی و نرم افزار کار می‌کند، برای تبلیغات کارش نیاز نیست خودش یک آژانش تبلیغاتی داشته باشد. کافیست با همکاری یک آژانس تبلیغاتی حرفه ای به بهترین نتیجه برسد.

8.مدل درآمدی(Revenue Stream)

در این بخش تمامی راه‌های کسب درآمد و همچنین چگونگی کسب درآمد برای کسب و کار مشخص خواهد شد.

کاملا واضح است که اگر یک کسب و کار در درازمدت درآمدی نداشته باشد، یک کسب و کار مرده محسوب خواهد شد.

مدل درآمدی

یک سازمان می‌تواند راه‌های متعددی برای کسب درآمد داشته باشد که در این قسمت باید تمامی آن راه‌ها به همراه ارقام درآمدی ذکر شود.

بطور مثال، سایت های خبری و کمدی درآمدشان از طریق تبلیغات است و یا سایت های اشتراکی از طریق دریافت هزینه اشتراک ماهیانه و یا سالیانه است. یا سازمانی مثل اسنپ و تپسی درآمدش از طریق دریافت کمیسیون از هر راننده در هر سفر می‌باشد.

9.ساختارهای هزینه (Cost Structure)

این بخش محل ذکر کردن تمامی هزینه‌های لازم برای اجرایی کردن ایده‌ها و عملیاتی کردن یک مدل کسب و کار می‌باشد.

ممکن است دو کسب و کاری که در یک حوزه فعالیت می‌کنند، دو ساختار هزینه‌ای متفاوت داشته باشند.

مثلا یکی بیشترین هزینه را صرف کیفیت محصولاتش می‌کند؛ اما دیگری بیشترین هزینه را برای تولید محصول صرف می‌کند. این دو ساختار هزینه ای کاملا متفاوتی خواهند داشت.

بطور کلی هزینه‌ها دارای 2 رویکرد هستند:

1- ارزش محور:

کسب و کارهایی که ارزش محور هستند، نگرانی ای بابت هزینه ندارند و فقط می‌خواهند با تولید محصول ارزشی برای مشتری ایجاد کنند. اکثر کسب و کارهای لاکچری در این دسته قرار می‌گیرند مانند برند هاکوپیان

2- هزینه محور:

این مدل کسب و کارها تمرکزشان بر روی کاهش حداکثری هزینه ها و حذف موارد زائد و غیرضروری است.

در یک پروژه کسب و کار هزینه ها به 4 بخش تقسیم می‌شوند:

  1. هزینه ثابت: هزینه‌هایی از قبیل اجاره، قبض آب و برق و … که در موقعیت‌های مختلف تغییری نمی‌کنند.
  2. هزینه متغیر: میزان این هزینه‌ها و تغییرشان بستگی به میزان تولید محصول دارد. مثلا مقدار مواد اولیه و یا تبلیغات
  3. صرفه جویی به مقیاس: کاهش هزینه ها به دلیل افزایش حجم تولید.
  4. اقتصاد محدوده: کاهش هزینه‌ها که به دلیل افزایش محدوده کاری اتفاق می‌افتد.

اما مهم‌ترین آنها هزینه ثابت و متغیر می‌باشد که هرچقدر کسب و کار ما رشد کند این دو هم بیشتر دستخوش تغییر می‌شوند و لازم است در بازه زمانی های مشخصی آنها را به روزرسانی کنیم.

به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
رزرو رایگان جلسه کوچینگ

برای آشنایی بیشتر با کوچ و کوچینگ یک جلسه رایگان با کوچ مرتبط با مسئله‌تان رزرو نمایید. علاوه بر آشنایی با کوچینگ، کوچ مسیر رسیدن به هدف مطلوب با کوچینگ را برای شما بیان خواهد نمود.

کوچینگ چگونه به شما کمک می‌ کند؟
کوچینگ چگونه به شما کمک می کند؟

ایجاد تغییرات مثبت در زندگی: چالش‌های مسیر بسیاری از ما تلاش‌های ناموفقی برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی را تجربه کرده‌ایم. از امور شخصی مانند

عضویت در خبرنامه ایمیلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب

جلسه رایگان کوچینگ

برای دریافت جلسه رایگان کوچینگ فرم ذیل را تکمیل نمایید.