تاثیر کوچینگ بر فرهنگ ایرانی

تاثیر کوچینگ بر فرهنگ ایرانی

تاثیر کوچینگ بر فرهنگ ایرانی
فرهنگ کوچینگ و نقش آن در کاهش ابهام در فرهنگ ایرانی

اگر دقت کرده باشید ما در فرهنگ ایرانی برای ارسال پیام به مخاطب ازانواع ابهام‌ها، کنایه ها و اصطلاحات مختلف استفاده می‌کنیم و این کار را از طریق چند وجهی کردن یک جمله یا حتی یک کلمه انجام می‌دهیم می‌کنیم. اگر از گذشته بخواهیم مثال بزنیم یکی از بهترین مثال‌ها شعرای ایرانی مانند حافظ و سعدی و نحوه نویسندگی شان است. این شاعران زبان را به نحوی به کار برده اند که از دل هر یک کلمه معانی بسیاری در بیاید. به خصوص که هنوز هم فال گرفتن با دیوان حافظ که از هر شعرش هزاران معنا یا حتی بیشتر به دست می آید به یکی از آیین های ثابت ما در مراسم‌های باستانی مانند شب یلدا تبدیل شده است.

درست است که در ادبیات هرچقدر که ما از آرایه های ادبی و اصول زیبایی شناسی بیشتر و بیشتر استفاده کنیم بیشتر مورد پسند مخاطب و جامعه ادبی واقع می‌شود و ابهام و به طور خاصتر ایهام یکی از این صنایع ادبی است که در اشعار فارسی جایگاهی والا دارد اما این موضوع زمانی مسئله ساز می‌شود که این فرهنگ ادبی تاثیر خودش را بر زندگی مردم نیز بگذارد و ما حتی در معنای روزمره وقتی با کسی صحبت کنیم به این فرهنگ تمایل داشته باشیم، و حضور شفافیت در صحبت‌هایمان حضورش خیلی کمرنگ باشد. انگار که ضمیر ناخوداگاه جمعی ما پذیرفته است که ابهام گونه زندگی و رفتار کند.

و طبیعی است که این عدم شفافیت در زندگی روزمره نمی‌تواند چندان فواید چشم گیری برای همه آحاد مردم داشته باشد و بالعکس باعث دور شدن افراد از یک قانون مشخص، دورویی و جذب افراد به پوشاندن هرچه بیشتر کلمات و پیام هایشان در لفافه می‌شود. بهترین مثال در زندگی امروزه در شبکه های اجتماعی است که هرچقدر یک موضوع خبری برای ما ابهامش بیشتر است جذابیتش بالاتر است و وقتی که آن ابهام به حداقل خودش می‌رسد لااقل به مذاق درصد زیادی از ما خوش نمی آید.

در این مقاله، قصدم این نیست که بگویم چرا فرهنگ ما اینگونه است و آن را تحلیل کنم ولی قصد دارم از تاثیر عدم ابهام و شفافیت زدایی که فرهنگ‌هایی شبیه فرهنگ کوچینگی بر این فرهنگ می‌گذارد بنویسم.

فرهنگ کوچینگی فرهنگ بهبود عملکرد فردی و گروهی و سوال پرسیدن به منظور رسیدن به شفافیت هرچه بیشتر و برنامه ریزی دقیق تر برای رساندن مراجع به هدف مورد نظرش است. در کوچینگ ما موضوعات مورد نظر مراجعان را آنقدر ریز و شفاف می‌کنیم که جای هیچ ابهامی نماند. خب هدف ما رسیدن به بهترین نتیجه است و بهترین نتیجه وقتی به دست می‌آید که ما بدانیم دقیقاً منظورمان از هر کلمه و جمله ای که می‌گوییم چیست و چرا آن را بیان کرده ایم و نکته اینجاست که هرچه در ذهن یک نفر از ما می گذرد با انچه که در ذهن فرد دیگری می‌گذرد هم کاملاً متفاوت است. ما در مسیر کوچینگ با ابزارهای موجود به صورت دقیق و همه جانبه با مراجع تا آنجایی همگام می‌شویم که خود مراجع بگوید دقیقاً متوجه منظورش شدهه ایم. و این یعنی ما مطمئن هستیم که مسیر پیش روی هر دوی ما درست است و مراجع هم می‌تواند به ما اعتماد کند و نتایج مطلوبی بگیرد.

پس درباره مسیر فرهنگ یک کشور هم باید مطمئن شویم که راهمان با همدیگر یکی است و ارتباطمان برد-برد است.

درست است که فرهنگ هر کشوری در جای خود ارزشمند است و در حد امکان باید در نگه داری از آن تلاش شود ولی گاهی باید بپذیریم که نقاطی از فرهنگ ما هستند که زیاد سازنده نیستند و از این رو بهتر است که چشمانمان را به روی بعضی از امکانات و فرصت‌های بهبود دهنده در صورتی که بدانیم آن فرصت ها ما را به سمت رشد و تعالی می برند بگشاییم. فرهنگ کوچینگ یکی از آن فرصت هاست، باشد که این فرصت را غنیمت بشماریم.


نویسنده : آناهیتا محمودی

 

دیگر مقالات

کوچ آناهیتا محمودی

 

 

محصولات کوچ آناهیتا محمودی

 

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.