جلسه کوچینگ برای راه اندازی کسب و کار جدید(قسمت اول)

در یک سال گذشته بیشتر از ۱۲ مورد مشاوره و جلسه کوچینگ با افرادی داشتم که قصد راه اندازی یک کسب و کار جدید داشتند و اکثر قریب به اتفاق ایشان سرمایه قابل توجهی نداشتند تا بتوانند کار مورد علاقه خود را استارت بزنند و همچنین در عین حال اکثر ایشان دوست داشتند کارهایی انجام دهند که اصطلاحا شیک و با درآمد بالا باشد ، اما با حقیقت شرایط خود کنار آمده بودند و قصد راه اندازی کاری داشتند تا از وضعیت موجود خود که یا کارمند بودند و یا بدنبال کار ( کارجو) بیرون بیایند. در این میان عطش و خواست کارمند ها بسیار بیشتر بود و حتی برنامه های زیادی برای کسب و کار هم داشتند. در جلساتی که با این دوستان برگزار کردم به این نکات بسیار اشاره میشد :

– من تخصص خاصی ندارم

– من در کارهای زیادی ورود کرده ام اما موفق نبودم

– دقت و انرژی بالایی دارم اما از توانایی های خود هیچ استفاده ای نمیکنم

– اگر سرمایه داشتم میدانستم چه کاری انجام دهم

و از این دست موارد که بسیار بودند … . اگر شما که این مطلب را میخوانید خود شما یا یکی از دوستان یا آشنایان شما با این شرایط روبه روست پیشنهاد میکنم این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.

در پاسخ به هر کدام از نکات ذکر شده فوق طی پرسش و پاسخ و بررسی و عمیق شدن بیشتر روی موضوع به نتایجی رسیدیم که به این ترتیب می باشد :

– من تخصص خاصی ندارم

از کسانی که این نکته را بسیار مطرح می کردند پرسیدم تخصص از نظر شما چیست؟ آیا تنها دانستن یک فن مانند آرایشگری و یا نظیر آن و یا یک مهارت خاص را تخصص میدانند؟ آیا علاقمندی و یا فانتزی متفاوتی در زمینه خاصی نظیر جمع کردن کلکسیونی از چیزی یا جمع کردن اطلاعات خاصی درباره یک موضوع بعنوان مثال کوهنوردی یا یک بازی خاص یا هر چیزی که در بین اطرافیان و دوستان جلب توجه میکند ندارند؟ آیا میدانند شناخت افرادی که دارای رابطه یا امکانات یا جایگاه یا شرایط مناسب از نظر اقتصادی و … باشند یکی از مهمترین تخصص هاست؟ به عبارت دیگر بسیاری از کسانی که در بازارها فعالیت میکنند تنها به واسطه شناخت یک نفر که بعنوان مثال یک شرکت پخش دارد و یا یک فروشگاه بزرگ دارد و یا یک صفحه اینترنتی پر بازدید دارند و یا به هر طریقی دارای مشتریان خاصی هستند به درآمد های خوب و قابل قبول رسیده اند؟

برای چنین دوستانی چه پیشنهادی دارم؟

*** سه لیست مهم باید تهیه گردد :

۱- لیست همه علاقمندی ها و توانایی ها و تخصص ها ( به چه چیزی بشدت علاقمندید و در چه زمینه ای حرف برای گفتن دارید؟)

۲- لیست کارهایی که در خصوص آن اطلاعات کافی دارید و میدانید که مشتری خود را دارد و می تواند آینده خوبی داشته باشد ( کارهایی که چه به تنهایی و یا با کمک شخص یا اشخاصی میتوانید از عهده انجام آنها برآیید)

۳- لیست افرادی که میشناسید که به هر طریقی میتوانند به شما کمک کنند ( لیست همه کسانی که میشناسید که چه مستقیم و چه غیر مستقیم با آنها می توانید ارتباط برقرار کنید)

لازم به ذکر است لیست های فوق می بایست نه در مدت یک روز بلکه با دقت کافی طی چندین روز نوشته و بازنویسی گردد. پیشنهاد می گردد طی یک هفته سه لیست فوق تکمیل شود.

پس از تکمیل لیست های فوق اگر ارتباطی بین یک یا چند توانایی یا تخصص شما با بیزینس هایی که میدانید آینده و مشتری دارد و افرادی که در آن زمینه حضور دارند میشناسید گل یا مسیر شغلی شما به درستی مشخص شده و اگر هر کدام از این بخش ها همخوانی نداشت نیز لازم است تا از بین اطلاعات بدست آمده بر اساس تیپ شخصیتی و توانایی ها خود کاری که تخصصش را دارید یا کاری که میدانید مشتری دارد و یا کاری که از طریق فردی که میشناسید برای شما مناسب است را پیدا کنید و با تمرکز و فوکوس حداکثر بعنوان شغل اصلی خود در نظر بگیرید و با تمام تلاش و توان خود در جهت انجام آن کار فعالیت و اقدام کنید.

– من در کارهای زیادی ورود کرده ام اما موفق نبودم

از دوستانی که این نکته را بسیار یادآور می شوند پرسیدم مبلغ دقیق ارزش هر ساعت آنها چقدر است؟ ماهیانه چه مبلغی را میتوانند بعنوان بهترین درآمد قبول کنند؟ درآمد سالیانه ایده آل ایشان چقدر است؟ میتوان با کسر مبلغ درآمد سالیانه بر عدد تقریبی ۲۰۰۰ به مقدار مبلغ ارزش هر ساعت یک فرد رسید.

افراد زیادی هستند که به دلایل زیادی کار خاصی را بعنوان شغل انتخاب میکنند و در آن زمینه فعالیت میکنند و وقت و انرژی زیادی هم میگذارند اما پس از مدتی مثلا با یک کار جدید آشنا می شوند که به عقیده ایشان درآمد بهتری دارد و شغل بهتری است و لذا کار قبلی را رها کرده و باز با انرژی و وقت و تلاش در جهت کار جدید اقدام می کنند.

نمی توان گفت این روش کاملا غلط است اما درست هم نیست، چرا که در این شرایط شما تنها وقت و انرژی خود را به هدر داده اید و حتما هزینه هایی هم در هر کدام از آنها از دست داده اید.

برای چنین دوستانی چه پیشنهادی دارم؟

نکته مهمی که باید این دوستان به آن توجه کنند این است که هر شغل و بیزینسی قطعا نیاز به زمان و ثبات عمل و حضور دارد تا به نتیجه دلخواه برسد. یعنی در هر کاری که به درآمد و سودآوری خیلی خوبی رسیده قطعا در کنار تلاش و فعالیت ، صبر و شکیبایی و ثبات و حضور مستمر باعث این سود و درآمد شده و نه چیز دیگر. دوستانی که دچار این شرایط هستند تنها باید انتخاب خود را بصورت هوشمندانه و دقیق بررسی کنند و روی تشخیص درستی و انتخاب هدف و بیزینس خود بیشتر وقت بگذارند.

– دقت و انرژی بالایی دارم اما از توانایی های خود هیچ استفاده ای نمیکنم

از دوستانی که این عقیده را دارند در جلساتی که با ایشان داشتم پرسیدم آیا تصور میکنند در تخصص و توانایی ایشان کسانی هستند که از ایشان برتر باشند ؟ آیا کسانی را می شناسند که در کشور ما با این تخصص ها درآمد های بالایی دارند؟ آیا کسانی که این تخصص را دارند با هزینه های پایین تر حاضر به همکاری با شرکت ها و یا بیزینس ها هستند؟ آیا این تخصص ها میتواند به تنهایی برای ایشان درآمد خلق کند؟ یا لازم است در کنار یک یا چند تخصص دیگر قرار بگیرد؟

بدیهی است که پس از پاسخ به هر کدام از سوالات فوق سوال های دیگری نیز می آید که می توانید به راحتی حدس بزنید.

برای چنین دوستانی چه پیشنهادی دارم؟

کسانی که تخصص بالایی دارند اغلب پیش می آید که مهمترین تخصص که شامل پکیج پرزنت و ارائه و فروش می باشد را ندارند و غالبا اتفاق افتاده که با اینکه توانایی بسیار بالایی دارند اما در جلب مشتری و امر فروش ناتوان یا ضعیف هستند که به راحتی می توانند با قرار گرفتن در کنار یک متخصص بازاریابی و فروش و یا آموزش دیدن در این حوزه ها جایگاه و شرایط خود را بهینه کنند.

– اگر سرمایه میداشتم میدانستم چه کاری انجام دهم

از چند دوست عزیزی که به این نکته اشاره کردند پرسیدم آیا رسیدن به آن سرمایه مد نظر شان بسیار سخت پیچیده ست؟ آیا راه میانبری برای دستیابی به سرمایه اولیه سراغ ندارند؟ آیا ایده انجام یک کار سود ده بدون داشتن سرمایه خودبخود کافی نیست؟ آیا ایده ایشان بهترین ایده ممکن برای رشد سرمایه است یا اینکه تنها کار مورد علاقه و فانتزی دوران کودکی ایشان است؟ اگر روی این ایده انقدر مصمم و مطمئن هستند آیا نباید راهی برای جذب سرمایه گذار را بررسی کنند؟ آیا کسانی را نمی شناسند که سرمایه خود را حاضر باشند روی ایده آنها سرمایه گذاری کند؟

در همه زمانها افراد زیادی بوده اند که سرمایه داشتند اما ایده رشد سرمایه خود را نداشتند و همینطور افرادی که ایده های ناب و فوق العاده ای داشته اند اما سرمایه اجرایی کردن ایده خود را نداشتند. اتصال و ارتباط این دو به هم در سایه اعتماد صداقت ، قطعا نتایج شگفت انگیزی بوجود خواهد آورد که البته بسیار کم اتفاق میافتد. اما میتواند راه بسیار مناسبی برای کارآفرینی و خلق ارزش افزوده بر روی سرمایه و ایده های ناب گردد.

برای چنین دوستانی چه پیشنهادی دارم؟

۱- اطمینان و راستی آزمایی از ایده خود را با بررسی همه جانبه بالاتر ببرند تا بطور قطع به یقین برسند که ایده شان حتما میتواند سود و درآمد و فایده ایجاد کند حتی شده در دراز مدت ، بسیار مهم است که این بررسی با همفکری چند متخصص و افراد با تجربه صورت پذیرد و نظر های مختلف در آن حوزه شنیده و به کار گرفته شود.

۲- پیشنهاد میشود نمونه و اشل کوچک و ارزان یا ابتدایی ایده خود را که به سرمایه خیلی کمی نیاز دارد شروع کنند و به نوعی ایده خود را اجرایی کنند تا به اصطلاح گیر و گور ایده شان را در بیاورند چرا که هر ایده ای تا به اجرا برسد و نتیجه بدهد بسیار دچار تغییر و اصلاح خواهد شد.

۳- راه هایی که میتوانند سرمایه اولیه لازم را جذب کنند را بررسی کنند و اگر روی ایده خود آنقدر اطمینان و اعتقاد دارند با گذاشتن ضمانت ها و … سرمایه فوق را جذب و کار را شروع کنند.

۴ – اگر خود راهی برای جمع آوری سرمایه پیدا نکردند از طریق مذاکره و ارائه پرزنت کار نسبت به جذب سرمایه گذار بصورت مشارکت و با عقد قرارداد رسمی کار را دنبال کنند.

موارد بالا بخشی از دغدغه ها و نکات اساسی کسانی بود که با آنها جلسه کوچینگ و مشاوره داشتم که شاید چالش های بسیاری از کسانی که قصد راه اندازی کسب و کار دارند نیز از همین دست باشند. امیدوارم مطلب فوق برای شما مفید بوده باشد. اگر در این خصوص نظری دارید لطفا زیر همین مطلب نظرتان را با من و دوستانم در پاساژ کوچینگ ایران Coachingmall به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.