روانشناسی مثبت گرا

روانشناسی مثبت گرا

روانشناسی مثبت گرا توسط مارتین سلیگمن، روانشناس آمریکایی مطرح شد. این حوزه یکی از شاخه های روانشناسی است که بر موفقیت و شادی انسان تاکید دارد. روانشناسی مثبت گرا بر خلاف حوزه های پیشین به آسیب و درمان اختلالات روانی توجه ندارد و بیشتر در تلاش است تا زندگی شادتری برای انسان به ارمغان آورد. به عبارت دیگر روانشناسان مثبت گرا بر شاد بودن و ارتقای سلامت روان افراد توجه دارند در حالیکه روانشناسان بالینی برای کاهش ناراحتی ها و اختلالات روحی انسان تلاش می کنند.

تاریخچه روانشناسی مثبت گرا

داستان روانشناسی مثبت‌گرا، آنطور که بنیان‌گذارش تعریف می‌کند، از سال ۱۹۹۷ و در باغچۀ گل‌های رز او آغاز شد.مارتین سلیگمن به‌تازگی به‌سمت ریاست انجمن روان‌شناسی آمریکا برگزیده شده بود و در صدد بود تا در دوران ریاستش تحولی در این رشته ایجاد کند. روزی با دخترش در باغچه‌شان مشغول کندن علف‌های هرز بود که چیزی را دید که باعث شد تعجب کند و توی ذوقش بخورد: دخترش نیکی که در آن‌زمان پنج‌ساله بود گل‌ها را می‌کَند و به هوا پرت می‌کرد و می‌خندید. سلیگمن سر نیکی فریاد زد تا دست از این کار بردارد. نیکی پرفسور را کنار کشید و به‌یادش آورد که از سه تا پنج سالگی بچه‌ای بدعنق بوده، اما در تولد پنج‌سالگی‌اش آگاهانه تصمیم گرفته که بس کند. اگر او توانسته با عملی آگاهانه خودش را تغییر دهد، بابا نمی‌تواند دست از این بداخلاقی‌هایش بردارد؟

چراغی در ذهن سلیگمن روشن شد. اگر به‌جای اینکه به آدم‌ها سرکوفت بزنیم تا کمبودهایشان را اصلاح کنند، تشویقشان کنیم که نقاط قوت شخصیتشان را پرورش دهند، همان‌کاری که نیکی در آن سن کم کرده بود، آنگاه چه خواهد شد؟

او چند تیم از بهترین روان‌شناسان کشور را جمع کرد تا طرحی برای صورت‌بندی دوبارۀ کل رشتۀ روانشناسی آماده کند. سلیگمن می‌خواست روان‌شناسی را از اینکه صرفاً دغدغۀ درمان بیماری‌های روانی را داشته باشد رها کند و آن را به‌سوی شکوفایی انسان هدایت کند. سپس با استفاده از تریبونی که درمقام رئیس انجمن روان‌شناسی در اختیار داشت، این رویکرد جدید را ترویج داد. روان‌شناسی مثبت‌گرا با سخنرانی معارفۀ سلیگمن در سال ۱۹۹۸ پا به عرصۀ وجود نهاد.

سلیگمن به حضار گفت روان‌شناسی راه خود را گم کرده و «بیش‌ازحد از اصالت خود یعنی ایجاد رضایت و سازندگی بیشتر در زندگی مردم دور شده و عمدتاً به سمت حوزۀ درمان بیماری‌های روانی کشیده شده که البته مهم است، اما همه‌چیز نیست».

تجربۀ خودِ سلیگمن این کمبود را به‌خوبی نشان می‌داد. او چنانچه بعدها در خودزندگی‌نامه‌نوشتش گفت، به‌خاطر پژوهش‌هایش بر روی «چیزای واقعاً بد: درماندگی، افسردگی و ترس» مشهور شد و همین مسئله او را در جایگاهی قرار داد که «حلقۀ مفقوده را ببیند و نامی برای آن انتخاب کند: امر مثبت».

رئیس انجمن روان‌شناسی همکارانش را فراخواند تا با همراهی یکدیگر، تغییراتی اساسی در حوزۀ روان‌شناسی ایجاد کنند و علمی پدید آورند که بهترین کیفیات انسان را بررسی کرده و پرورش می‌دهد: علم نقاط قوت، علم فضایل اخلاقی، علم شادی. آنچه سلیگمن «روان‌شناسی مثبت‌گرا» نامید (این تعبیر را آبراهام مازلو، روان‌شناس اومانیست، در سال ۱۹۵۴ ابداع کرده بود)، نوید نوعی دگرگونی شخصی از طریق قدرت رهایی‌بخش مناسک عبادی می‌داد: چیزهایی مثلِ شکر نعمت، قدردانی،

بخشندگی و مدیتیشن. سلیگمن روان‌شناسی مثبت‌گرا را مشخصاً با این هدف طراحی کرد که شش‌ فضیلت اصلی را ایجاد و تقویت کند: دانایی، شجاعت، عدل، انسانیت، اعتدال و تعالی.

امروزه، سلیگمن برجسته‌ترین مروج علم به‌زیستی است. او در دهۀ ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ با کشف پدیدۀ درماندگی آموخته‌شده، در دنیای دانشگاهی نامی برای خود دست‌وپا کرد. بر اساس این مفهوم، افراد شرطی می‌شوند که باور کنند رویدادهای منفی گریزناپذیرند، حتی آن رویدادهایی که در چارچوب کنترلشان هستند. در سال ۱۹۹۱، سلیگمن با کتاب خوش‌بینی آموخته‌شده۱ دربارۀ مبارزه با این‌ دست فرایندها توجه عموم را به خود جلب کرد. وی ادعا کرد این کتاب اولین کتاب خودیاری «مبتنی بر شواهد» در جهان است.

اما سلیگمن زمانی به یک نام کاملاً شناخته‌شده تبدیل شد که کتاب شادمانی درونی۲ (۲۰۰۲) و پس از آن شکوفایی۳ (۲۰۱۱) را منتشر کرد و بدین‌ترتیب به‌سوی روان‌شناسی شادی تغییر جهت داد. نظریه و عمل روان‌شناسی مثبت‌گرا در تصور مردم جذابیتی چشمگیر یافت. البته بخشی از این جذابیت مرهون نثر غیررسمی و پیام خوش‌بینانۀ سلیگمن بود. امروزه سخنرانی تد سلیگمن بیش از ۵ میلیون بازدید آنلاین داشته است؛ او با سران دولت‌ها و رهبران مذهبی از جمله دیوید کامرون نخست‌وزیر اسبق بریتانیا و نیز دالای‌لاما دیدار داشته و در برنامه‌های تلویزیونی‌ای مثلِ «با لری کینگ» حضور یافته است.

تعریف روانشناسی مثبت گرا

برای چندین دهه علم روانشناسی به بررسی، شناسایی و درمان بیماری ها، آسیب ها و نقص ها می پرداخت تا زمانی که مارتین سلیگمن بحث روانشناسی مثبت گرا را مطرح کرد. مارتین سلیگمن این گونه عنوان کرد که به جای توجه بر آسیب ها و بیماری ها، به افراد سالم و شاد بپردازیم که به دنبال رشد و موفقیت و خودشکوفایی هستند. با متمرکز کردن این افراد بر نقاط قوت و ویژگی های مثبت شخصیتی شان (مثل امید، خوشبینی، کارآمدی، انعطاف پذیری، مقاومت و غیره) می توان رشد و شکوفایی آن ها را تقویت کرد و امید به زندگی را در این افراد افزایش داد. بنیادی ترین اصل روانشناسی مثبت گرا زندگی کردن در حال است به این معنی که بتوانیم فارغ از تجربیات گذشته و انتظارات آینده بیشترین بهره را از زندگی در لحظه ببریم.

بخش های عمده روانشناسی مثبت گرا

سلیگمن روانشناسی مثبت گرا را شامل سه بخش عمده می داند:

تجربه های مثبت

– تجربه های مثبت گذشته: احساس شادی و رضایت با یادآوری تجربیات گذشته

– تجربه های مثبت در زمان حال: داشتن شور، هیجان و لذت عاطفی نسبت به تجربیات حال

– تجربه های مثبت در آینده: امیدواری و خوشبین بودن نسبت به آینده

ویژگی های انسان مثبت

– داشتن رفتار سالم

– احساس زیبایی

– نگران نبودن نسبت به آینده

– داشتن دانایی و علم

– برخورداری از معنویت

روانشناسی مثبت گرا | ساختارهای مثبت گرایی

– خانواده

– مدرسه

– جامعه

برای اینکه مثبت گرایی در فرد افزایش یابد علاوه بر فرد باید برای هریک از این سطوح برنامه هایی در جهت ارتقای سلامت روان چیده شود.

خوشبینی آموخته شده

یکی از اصولی که سلیگمن در مثبت گرایی آن را مطرح می کند خوشبینی آموخته شده است. او می گوید که اگر انسان می تواند درماندگی و افسردگی را یاد بگیرد پس خوشبینی را نیز می تواند بیاموزد. او معتقد است که پیشگیری مهم تر از درمان است و یاد گرفتن خوشبینی باعث می شود که انسان شاد تر زندگی کند و در نتیجه از اختلالات روانی نیز فاصله بگیرد. برای این کار می توانید افرادی را پیدا کنید که ویژگی های منفی نگران کننده شما را دارند. سپس تلاش کنید که آن ویژگی ها را از دیدگاه خودتان تعدیل کنید. انسان، ویژگی های منفی دیگران را راحت تر می پذیرد و تغییر می دهد.

دستاورد های روانشناسی مثبت گرا

سلیگمن در یکی از کتاب های خود تحت عنوان شکوفا شدن، دستاورد های روانشناسی مثبت گرا را در پنج دسته طبقه بندی می کند:

تجربه احساس مثبت

روانشناسی مثبت گرا می کوشد که تمام دستاورد های روانشناسی را درجهت تقویت هیجان ها و احساسات مثبت انسان استفاده کند. تمام احساس هاس مثبت انسان در این طبقه قرار می گیرند مثل شاد بودن و امید به زندگی.

تجربه تعلیق ذهنی و غرق شدن در لحظه

مثبت گرایی به این می پردازد که آیا فعالیت های ما آن قدر لذت بخش هستند که ما را از زمان غافل کنند؟ انسان های خود شکوفا برنامه های کاری و زندگی خود را به صورتی تنظیم می کنند که فعالیت های لذت بخش خود را بیش تر کنند به طوری که این لذت باعث غرق شدن فرد در لحظه شود.

رابطه موفق

حتما نباید روابط ما دچار مشکل و چالش شده باشد تا ما به روانشناس مراجعه کنیم. سلیگمن معتقد است که روانشناس مثبت گرا می تواند به رابطه های خوب و معمول کمک کند تا افراد بتوانند هر روز رضایت از زندگی بالاتری را تجربه کرده و پیشاپیش از بروز اختلافات جلوگیر کنند.

موفقیت

انسان ها موفقیت را دوست دارند حتی اگر به یک حس مثبت و معنی خاص منتهی نشود. روانشناسان این حوزه باید احساس موفقیت را در انسان بشناسند و به تقویت آن کمک کنند. در واقع روانشناسی مثبت گرا معتقد است که موفقیت به خاطر خود آن جذاب و لذت بخش است.

معنا

ما برای چه زندگی می کنیم؟ سلیگمن معنا را این گونه تعریف می کند که ما احساس کنیم برای چیزی زندگی می کنیم که از خودمان با ارزش تر است. براساس آموزه های مثبت گرایی فرد با دست یابی به خودشکوفایی می تواند به معنای منحصر به فرد زندگی خود دست یابد.

شباهت و تفاوت روانشناسی مثبت گرا و روانشناسی انسان گرا

به دلیل شباهت هایی که این دو حوزه با هم دارند، برخی افراد آن ها را اشتباه می گیرند. دو حوزه مثبت گرا و انسان گرا توجه مثبتی نسبت به یکدیگر دارند چرا که هر دو به جنبه هایی از رشد و خودشکوفایی انسان اهمیت داده اند. اما با وجود شباهت ها، تفاوت هایی نیز با هم دارند که در ادامه به هردوی آن ها می پردازیم.

شباهت ها

دغدغه هر دو حوزه یکی است. هر دو تلاش می کنند تا رشد و خودشکوفایی انسان های سالم را تقویت کنند. هر دو معتقدند که اگر مراجع در کنار روانشناس، نسبت به خود دیدگاه بیمار بودن داشته باشد، یعنی آن ها نتوانسته اند کار خود را درست انجام دهند.

تفاوت ها

روانشناسی مثبت گرا بیشتر در تلاش است تا با تقویت نکات مثبت هر فرد و آموختن زندگی در لحظه او را به سمت رشد بیشتر سوق دهد اما، روانشناسی انسانگرا بیشتر بر ارضای سلسله مراتب نیازهای انسان از نیاز های ابتدایی گرفته تا نیازهای متعالی تاکید می کند. آن ها معتقدند که اگر نیازهای جسمانی و روانی درست و به جا برآورده شوند انسان می تواند با سهولت بیشتر در جهت خود شکوفایی گام بردارد.

نویسنده : صالح مختاری

 

دیگر مقالات

کوچ صالح مختاری

 

محصولات کوچ صالح مختاری

 

کوچ پرسونال برند

شمال واقعی من کجاست؟

8,000,000 تومان

کوچ پرسونال برند

کوچینگ برند شخصی

50,000,000 تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.