روشن کردن چراغ سبز انگیزه توسط یک کوچ حرفه ای

روشن کردن چراغ سبز انگیزه توسط یک کوچ حرفه ای: غالباً ما وقتی در حال انجام یک کار هستیم  به این فکر نمی کنیم که آیا پشت انجام این کار انگیزه هست یا نه ؟
ولی پس از مدتی وقتی یک لحظه می بینیم که از انجام آن کار خسته شدیم یا اینکه حوصله انجام آن کار را نداریم به این نتیجه می رسیم که دیگر انگیزه نداریم. همه ما در برخورد با مقوله انگیزه همیشه به فکر فرو می رویم . به این فکر می کنم آیا کاری که انجام می دهیم در پشت آن انگیزه داریم ؟ و اصلاً سوال اساسی تر این است که انگیزه چیست ؟

 همیشه وقتی از شما پرسیده  می شود که  انگیزه چیست به یک نوع احساس درونی یا ذوق و شوق درونی ربط می دهیم . فکر می‌کنیم انگیزه یک عامل درونی است که سبب می شود ما به سراغ انجام یک کار برویم و اگر آن نباشد سراغ  انجام آن کار
نمیرویم و یا اگر هم بریم با یک بی میلی و بی حوصلگی  سراغ آن کار می رویم.

 حالا می‌خواهیم انگیزه را از یک دریچه دیگر ببینیم و ترسیم کنیم . این بار میخواهیم انگیزه را به شکل یک چراغ راهنما ببینیم. سوالی که ایجاد می شود این است که چه شباهتی بین به یک چراغ راهنمایی و انگیزه وجود دارد؟

 در اولین قدم از شما می خواهیم که با هم شباهت های انگیزه و چراغ راهنمایی رو ترسیم کنیم . همونطور که میدانیم چراغ راهنمایی از سه چراغ قرمز ، زرد و سبز تشکیل شده است.

 به نظر می رسه انگیزه هم از سه بخش تشکیل شده است :  بخش اول عدم انگیزه ، بخش دوم ایجاد انگیزه ، بخش سوم انگیزه داشتن یا موتور انگیزه .

همانطور که ما در  رانندگی اگر به چراغ راهنمایی  برخورد کنیم
و چراغ راهنمایی قرمز باشد هیچ حرکتی نمی کنیم، عدم انگیزه هم میتواند مثل چراغ قرمز راهنمایی رانندگی باشد که ما را به انجام آن کار سوق نمی‌دهد .

وقتی چراغ راهنمایی زرد می شود ما کم کم با کمک پای خود پدال گاز ماشین را فشار داده‌ و کم کم آماده حرکت می شویم ، ایجاد انگیزه می تواند مثل چراغ زرد راهنمایی و رانندگی باشد که با  ایجاد  شدن کم کم آن در درون ما  به سراغ انجام دادن آن کار می رویم .

و در آخر وقتی چراغ راهنمایی و رانندگی سبز می شود ما حرکت میکنیم و این همان روشن شدن موتور انگیزه است که باعث انجام یک کار بدون خستگی و  با داشتن حوصله کافی سبب می شود.

 حالا سوال اصلی اینجاست چه چیزی باعث می شود که چراغ سبز انگیزه سبز بماند؟

همان طور که تشبیه کردیم عدم انگیزه مثل چراغ قرمز چراغ راهنمایی و رانندگی می ماند . به نظر میرسه این چراغ قرمز مربوط می شود به عدم شفافیت در مورد آن کار یا نحوه ی انجام آن فعالیت.

 وقتی ما  در مورد یک کار ، در مورد نحوه  انجام آن، ماهیت آن  ، چرایی و دلایل انجام آن اطلاع کافی نداریم به نظر می رسد که انگیزه انجام آن در ما وجود ندارید .

اما وقتی آن کار برای  ما شفاف باشد ، چرایی و دلایل کافی برای ضرورت انجام آن و ماهیت آن  برای ما ما روشن باشد و اینکه به چه  نحو می توان آن  را انجام داد چراغ قرمز کم کم کم به سمت رنگ زرد رفته و در درون ما کم کم موتور انگیزه روشن می شود.

ولی با وجود روشن شدن کم کم موتور انگیزه همچنان ما در محدوده چراغ زرد  انگیزه هستیم  و این چراغ زرد می تواند همان عدم شایستگی برای انجام آن کار باشد.

 حالا سوال اینجاست عدم شایستگی بر انجام کار یعنی چه؟

مثال می زنیم ، فرض کنید یه نفر قصد دارد کارهای پزشک انجام دهد، اولین چیزی که مطرح میشود این است که آیا می داند پزشک کیست؟ کارش چیست؟ ماهیت شغل پزشکی چیست ؟و… و از این گونه سوال ها .

وقتی که جواب این سوال ها را پاسخ داد و به شفافیت لازم در مورد کار پزشکی رسید کم کم می توان گفت که چراغ قرمز عدم داشتن انگیزه برای انجام کار پزشکی در او خاموش شده  ولی هنوز نمی تواند کارهای پزشکی را انجام دهد چون هنوز شایسته  انجام کارهای پزشکی را ندارد.

 خب چه چیزی آن شخص را شایسته انجام کارهای پزشکی می نماید؟

جواب واضح هست اینکه در یک دانشگاه علوم پزشکی قبول شود چند سالی دوره پزشکی بخواند  و به مهارت لازم در این زمینه دست پیدا کند.

 خوب الان او بعد از چند سال شایسته انجام کار پزشکی شده و وارد  مرحله ی چراغ سبز انجام کارهای پزشکی می شود.

 پس از شایستگی می توان به کسب دانش ، کسب مهارت ، کسب تجربه و کسب آگاهی در مورد انجام دادن کار مورد نظر تعبیر کرد.

 خوب بعد از تمامی این مراحل ما وارد محدوده چراغ سبز انگیزه می شویم و با انگیزه  سراغ انجام آن کار می رویم.

  حال یک سوال دیگر اینجا هنوز مطرح است و آن این است که این چراغ تا چه زمانی سبز می ماند؟  آیا سبز بودن این چراغ همیشگی است؟ یا اینکه ممکن است این چراغ بعد از مدتی تبدیل به چراغ قرمز گردد ؟

 به نظر می رسد چراغ سبز انگیزه تا وقتی سبز می ماند که ما از دو مرحله قبل مراقبت نمایم مفهوم این جمله این است که ما بایستی همیشه نسبت به کاری که انجام می دهیم اول از همه آن کار برای ما شفاف باشد و دوم ما شایسته ای انجام کار مدنظر باشیم و سوم مرحله مراقب آن دو مرحله قبل باشیم. که این نمود چرخه انگیزه است.

همیشه وقتی ما وارد یک کار می شویم این سه مرحله را فراموش می کنیم و کم کم به جایی میرسیم که از انجام کاری که  زمانی با انگیزه انجام می دادیم اکنون با بی میلی و بی حوصلگی  مواجه می شویم.

اینجاست که کوچ  با سوالات قدرتمند  و مراقبت از این سه مرحله این چراغ سبز را همیشه برای ما سبز نگه می دارد. نقش کوچ در این مواقع مشخص و مشهود است و وقتی از مراجع خود می شنود و با سوالات قدرتمند از او سوال می پرسد و بعد از موضوع را برای مراجع شفاف می کند و با ایجاد شفافیت نسبت به موضوع مراجع را به فکر فرو می برد و سپس با پرسیدن سوالاتی در رابطه با اینکه آیا آن شخص شایستگی و مهارت های انجام آن کار را دارد چراغ سبز انگیزه را در مراجع روشن نگه می دارد.

 پس همه ما همیشه به یک کوچ نیاز داریم.

نویسندگان:

محمد رضا ترابیان – محسن ابراهیمی دینانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.