عادت ها و تغییر عادات نامطلوب

عادت ها و تغییر عادات نامطلوب: آیا تا به حال در مورد عادتهای خود فکر کرده اید؟ آیا می دانید که بسیاری از این عادتها و رفتارها که جزوی از وجود و هویت ما شده اند، می تواند بسیار ناکارامد و مخرب بوده و مانند تیشه ای باشند که بر ریشه ی خودمان وارد می کنیم؟ 

عادتها دقیقا چه هستند؟

عادتها کارهایی هستند که آنها را به طور منظم و به تکرار انجام می دهیم. اما اغلب اوقات نمی دانیم که این عادتها را داریم. بسیاری از عادتهای ما مفید هستند و در راستای اهداف و معیارهای موفقیت ما هستند، که به این عادتها، عادتهای مفید و مطلوب می گوییم. به عنوان مثال ما هر روز ورزش می کنیم که این یک عادت است و عادت مفیدی نیز می باشد و یا به دیگران احترام می گذاریم ،این نیز عادت مفید و مطلوبی می باشد . اما بعضی از عادتهایی در ما نهادینه شده اند که می توانند به زندگی ما آسیب زده و مانع رسیدن ما به موفقیت شوند، که این عادات ، عادات نامطلوب می باشد که برخی اوقات از آنها مطلعیم و سعی داریم که حذف و یا تغییرشان دهیم و برخی اوقات هم از این عادات نامطلوب در خود مطلع نمی باشیم. برخی از این عادات نامطلوب را می توانم در زیر برای شما نام ببرم:

منفی فکر کردن، احساس حقارت کردن، سرزنش کردن دیگران

آیا تا کنون به رفتار و عادتهای خود فکر کرده اید؟ آیا می توانید در همین لحظه چند تا از عادات خود را نام ببرید و اگر پاسخ بله می باشد لطفا  آنها را همین الان در کاغذی یادداشت کنید و به این بیاندیشید که این عادات چه اثری در زندگی شما دارند و چگونه در جهت منافع شما و یا علیه آن کار می کنند.

چگونه می توانیم عادات خود را در جهت مثبت و مفید و در جهت منافع خود و دیگران تغییر دهیم؟

شاید بارها تلاش کرده اید و درخواسته تان از خودتان این بوده است که عادتی را در خود تغییر دهید ، و مدتی هم تلاش کرده اید و به نتایج خوبی هم رسیده باشید ، اما ناگهان به خود می آیید و می بینید که علی رغم تمام تلاشها ، به یک باره همه چیز تغییر کرده  و عادت قبلی دوباره جای عادت جدید را کرفته است؟ در این شرایط از خودتان بپرسید چه عاملی باعث می شود که عادت جدید جای عادت قبلی را نمی تواند بگیرد؟ چه چیزی در این فرایند کم است و من در این پروسه آن را نادیده گرفته ام که تا کنون موفق نشده ام عادت مطلوب را جایگزین عادت نامطلوب خود نمایم؟

برخی اوقات حتی هرچه در خود جستجو می کنیم و فکر می کنیم پاسخی برای آن پیدا نمی کنیم. یکی از دلایلی که نمی توانیم به دلیل آن دست یابیم این است که ما خود در موضوع گیر افتاده ایم و توان اینکه به صورت ناظر به خود نگاه کنیم را نداریم. یکی از موثرترین کمک های کوچ در این جاست. کوچ به ما کمک می کند که با یک نگاه از بیرون به خود نظر بیافکنیم و مانند یک ناظر سوم مشاهده گر رفتار خود باشیم.

کوچ به ما کمک می کند تا عادتهای نامطلوب خود را شناسایی نماییم و در جهت بهبود آنها و تغییر و تحول خود به سوی عادتهای مطلوب گام برداریم.

شواهد و مطالعات علمی اثبات کرده است که هر کاری را که تکرار کرده و مرتب انجام بدهیم آن کار نهایت یک عادت ما می شود. پس ما می توانیم هر عادت جدیدی را که بخواهیم در خود ایجاد کنیم کافی است که آن کار را دقیق و درست انتخاب نماییم، و برنامه ای جهت انجام آن به صورت مرتب داشته باشیم و آن برنامه را مرتب انجام بدهیم. خوب است بدانیم که یک شاعر انگلیسی می نویسد که : در واقع ما ابتدا عادت ها را می سازیم و بعد عادت ها ما را می سازند.

خوشبختانه ما از عادتهای خود قوی تر هستیم و به همین سبب است که می توانیم آنها را تغییر دهیم.  در مسیر تغییر عادتها همراهی یک کوچ می تواند خیلی کمک کننده و انگیزه بخش باشد.

به عنوان مثال یکی از این عادتهای نامطلوب که می تواند مانع موفقیت ما شود برداشت منفی است که از خود داریم. لطفا به این سوال فکر کرده و به خود جواب بدهید: فکر می کنید برداشتهایی که از خود دارید چه هستند ؟ لطفا این برداشتها را از خود در جایی یادداشت نمایید و حال به تک تک آنها نگاه کرده و در مورد هر یک از آنها از خود بپرسید که این برداشت در راستای منافع شما می باشد و یا بازدارند و مانع هستند؟  لطفا به این سوالات بیاندیشید و در مورد رفتارهای روزانه و افکاری که در زمان انجام آن کارها در رابطه خود به ذهنتان هجوم می آورد بیاندیشید و در دفترچه ای آنها را یادداشت نمایید. اگر دوست داشته باشید که چیزی را در خود تغییر دهید اولین گام این است که آن مورد را در خود به خوبی ببینید . هر چه عمیقتر موفق شوید افکار خو را ببینید بهتر می توانید در جهت تغییر و تحول خود گام بردارید.

در پایان به برخی از عادات نامطلوب افراد که منجر به عدم موفقیت آنها می شود اشاره می کنم .

  1. فردی که واکنشی رفتار می کند.

این فرد همه مسایل و مشکلات را به پدر و مادر ، دبیر ، همسایه بد، دوستان، دولت و یا به هر کس دیگری نسبت می دهد. در یک کلام می توانیم بگوییم قربانی است. مسولیتی در قبال زندگی خود نمی پذیرد.

  1. هدفی را دنبال نمی کنند.

این افراد برنامه ای در زندگی خود ندارند. به این فکر می کنند که خوش بگذرانند و شاید این عبارت را از برخی از آنها بشنویم که می گویند فردا چه کسی مرده است و چه کسی زنده است.

این مطلب ادامه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.