مسئولیت پذیری و توسعه فردی

حتما واژه “مسئولیت پذیری” را بارها و بارها شنیده اید. چه برداشتی از این واژه دارید؟ تعریفتان چیست؟ چه کسانی را با مسئولیت پذیری بالا در ذهن دارید؟ چقدر در خود مسئولیت پذیری احساس می کنید؟

به نظر می رسد،آنچه از مسئولیت پذیری به طور عام پذیرفته شده است، انجام درست وظایف در ابعاد مختلف است. و غالبا با فشاری از درون یا بیرون ،و با بایدها و نبایدها و چارچوب همراه است که  گاهی مفهومی منفی را القا می کند. اما آنچه از مسئولیت پذیری در کوچینگ مطرح است متفاوت بوده و با مفهومی از خودباوری به کار گرفته  می شود و نقش اساسی و کلیدی جهت ارتقا و توسعه فردی را ایفا می کند. و تا زمانی که فرد مسئولیت خود را در ابعاد مختلف زندگی نپذیرد، ازموفقیت چندان بالایی بهره مند نخواهد شد.

تعریف مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری به معنای ” پاسخگو بودن در مورد آنچه فکر می کنی، می گویی و انجام می دهی” است. مسئولیت پذیری بیش از آنکه درگیر سرزنش دیگران  برای موقعیت ها و شرایط پیش آمده باشد، سر و کارش با کار کردن بر توسعه منش، ویژگی ها و مهارت های خود فرد است. به این معنیست که انتخاب کنیم که زندگی را بر اساس پذیرش و بزرگداشت ارزش ها و اهداف خودمان ، طراحی و بنا کنیم.

مسولیت پذیری فردی از درون فرد آغاز می شود و به سمت بیرون و جهان مادی حرکت می کند. بهتر است مسئولیت فردیمان را از افکار، انتخاب ها و واکنش هایمان شروع کنیم. سپس می توانیم برای شرایط و موقعیتها یی که در دنیایمان خلق می کنیم، پاسخگو باشیم.

رابطه انتخاب های زندگی و مسئولیت فردی

زندگی پر از انتخاب است، و مسیری که شما انتخاب می کنید، همه تجربه زندگیتان را تشکیل می دهد. گاهی ممکن است خلاف جهت جریان رایج شنا کنید، و گاهی با خود جریان. نتیجه و خروجی نهایی شما از زندگی، محصول یک تصمیم است، همه به پذیرش مسئولیت فردی تان مرتبط می شود. هرطوفانی که در مسیر کشتی زندگی تان می آید و شما به عنوان کاپیتان این کشتی هدایتش می کنید، باعث می شود تبدیل به کاپیتان قهار و ماهری شوید که البته با دریای آرام این مهارت به دست نخواهد آمد.  

در کتاب “جامعه شناسی سلامت روحی” ، اساتید جامعه شناس به نام های “کاترین .ای. رز” و  ” جان میروسکای” توضیح می دهند که چگونه برخی از مردم اتفاقات و شرایط زندگیشان را به کارهای خود نسبت می دهند، در حالیکه برخی دیگر بر این باورند که اجبار بیرونی زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده است، با چیزهایی مانند شانس،بخت، سرنوشت و یا هر چیز قدرتمند دیگر.

دونظریه متفاوت در مورد چگونگی شکل گیری زندگی

اگر برای این دو حالت طیفی را متصور شویم،در یک سوی انتهایی این طیف، افرادی داریم که ذهنی خلاق و سازنده دارند و در سوی دیگر افرادی با ذهنیت قربانی و منفعل. یکی پرتوان و قدرتمند و دیگری ناتوان و ضعیف. دسته ای اعتقاد دارند در نتایج و تجربه هایشان در زندگی نقش دارند، حال آنکه دسته دیگر باور کرده اند که نیروهای خارجی ( و نه بی ملاحظه بودن خودشان نسبت به کارها و اقداماتشان) آینده را تحمیل می کند. شما جز کدام دسته هستید؟ یا مهم تر، می خواهید جز کدام دسته باشید؟ 

شانس و انتخاب: فلسفه شخصی شما چیست؟

مسئولیت پذیری به معنای توانایی پاسخگویی به محیط است، … استراتژی برای خلق موفقیت در تحصیل،کار و زندگی.به عبارت دیگر” توانایی پاسخگویی هوشیارانه و آگاهانه در هر شاخه از مسیری که انتخاب کرده اید و در حال حرکت به سمت نتایج و تجربه هایی هستید که خودتان خواسته اید. برعکس حالت اول، این است که منفعلانه، منتظر سرنوشتی باشید که شاید با بخت و اقبال تعریف شده باشد. 

می توانید خودتان آفریننده سرنوشتتان باشید، راهکارها و راه حل ها را جست و جو کنید ، به سمت اقدام بروید و چیز جدیدی را امتحان کنید و با هر چیزی در محیط، سرشوق بیایید و برانگیخته و هیجان زده شوید. نظریه اول  کمک می کند تا به اهدافتان برسید و مسئولیتتان را بپذیرید در حالیکه دومی به ندرت کمک می کند به هدفتان دست یابید.

هنگام رویارویی با مسائل، زمانی که حس گناه و سرزنش بالا می آید، آگاه باشید که اینها راههایی هستند برای فرار و شانه خالی کردن از سختی ها. اگر متوجه شدید که شما در حال سرزنش خودتان و دیگران هستید، در نظر داشته باشید فکر کردن به واژه” پذیرش” به جای” قضاوت” راهگشا تر است.  تمایز بسیار ساده ایست اما بسیار پراهمیت،زیرا می تواند به شما در عقب نسینی از الگوی پاسخگویی سازگار کمک کند.

مزیت های پذیرفتن حق انتخاب از بعد روانشناسی

در مقایسه با باور اینکه نتایج از اجبارهای بیرونی حاصل می شود، رز و میروسکای می گویند اگر باور کنید که مرکز اصلی کنترل امور در درونتان است، این اعتقاد شما را به سطوح پایین ازحس درماندگی و ناتوانی پیوند می دهد.برعکس، اگر معتقد باشید که مرکز اصلی کنترل، خارج از شماست، همین اعتقاد حس عمیقی از بدبختی ، ضعف و عجز در شما ایجاد می کند.

در نهایت، پذیرفتن مسئولیت فردی و مالک انتخاب های خود بودن، عزت نفس را در ما افزایش داده و باعث احساسات مثبتی از توانمندی، قدرت و اختیار در ما می شود.

چرا مسئولیت پذیری فردی مهم است؟

مسئولیت پذیری در رشد و موفقیت فرد در ابعاد مختلف زندگی بسیار اهمیت دارد. انسان بر اساس باورها  و ارزش هایش اقدام می کند.فردی که باور دارد مسئول زندگی اش است، رفتار متفاوتی نسبت به انسان های غیر مسئول دارد. دانشجویی که پذیرفته است تلاش بیشترش تاثیری در موفقیت تحصیلی اش ندارد احتمالا زمان بسیار کمتری برای مطالعه اختصاص می دهد، در حالیکه نقطه مقابل این فرد، دانشجوییست پرانرژی که از هر تلاشی برای افزودن به دانش خود دست برنمی دارد. اهمیت مسئولیت پذیری، در پیدا کردن راه حل های خلاقانه در مواجه با مشکلات زندگی ونیز دیدن و یافتن فرصتهای پیش روست. فردی که خود را مغلوب شرایط می بیند، تصوری از آینده روشن نمی تواند داشته باشد و به طبع ،ذهن خود را برای ایجاد شرایط بهتر و هر گونه اقدامی که یک قدم، وی را در زندگی موفق به جلو ببرد، می بندد.

مسئولیت پذیری و توسعه فردی

مسئولیت پذیری فردی چگونه به دست می آید؟

مسئولیت پذیری از تولد همراهمان نیست، بلکه با بزرگ شدن پدید می آید، با مدرسه رفتن و پیشرفت در زندگی. حس مسئولیت پذیری می تواند از اعضای خانواده، دوست یا حتی دیدن برنامه ای در تلویزیون ایجاد شود.اگرچه ، ممکن است چیزهای مثبت و منفی زیادی ببینید و بشنوید. به همین دلیل است که حس مسئولیت پذیری فقط و فقط به خود شما بستگی دارد. این شمایید که رفتارتان،کردارتان و گفتارتان را انتخاب می کنید.

بنابراین، مسئولیت پذیری یک مهارت است. اکتسابی است. اگرچه راههای متفاوتی برای یادگیری آن وجود دارد.با کردارتان است که شخصیتتان را شکل می دهید.برای مثال، شما هستید که انتخاب می کنید تنبل باشید یا صبح زود بیدارشوید، یا پولتان را پس از انداز کنید یا بی پروا خرجش کنید. موضوع، ثابت کردن به خودتان است که می توانید آنچه می خواهید، باشید و درواقع پاسخگو و مسئول.

درپایان ، همه اینها بر می گردد به انتخاب آگاهانه خودتان. براساس این گفته، اینجا چند راه برای افزایش مسئولیت پذیری فردی آورده شده است:

  1. خود و دیگران را سرزنش نکنید

اشتباه کردن، یکی از راههای رشد و یادگیریست. (در موارد بعدی راهکارهایی برای دوری ازاشتباهات تکراری آورده شده است.) هنگامی که شروع به سرزنش کردن می کنیم، توجهمان به گذشته ایست که قابل بازگشت و تکرار نیست، بنابراین، سرزنش کردن برای اشتباهات، پاک کردن صورت مسئله ست. به جای سرزنش، می توانیم بررسی را آغاز کنیم و ببینیم در چه موقعیتی هستیم و چه راهکارها و راه حل هایی برای جبران اشتباهات پیش رو داریم، و برای جلوگیری از تکرار اشتباه مشابه نیز می توانیم دستورالعمل هایی مفید و موثر تهیه کنیم.

  1. از بهانه آوردن ها و توجیه کردن ها دست بردارید.

وقتی اشتباهی می کنید، آنرا بپذیرید. به جای سرزنش کردن دیگران و افسوس خوردن، دلیل واقعی این که چرا آن اشتباه را مرتکب شده اید را بررسی کنید. با بهانه آوردن، در حقیقت اعتراف می کنید مسئولیت پذیر نیستید. همچنین،این کار،شما را تبدیل به یک بزدل می کند.

لازم است که در مورد کارهایی که می توانید انجام دهید و کارهایی که نمی توانید، جهت جلوگیری از توجیه کردن خودتان، فکر کنید. حتی بهتر از آن، وقتی خودتان را در موقعیت مشابه می بینید، بگویید که چرا آن کار را انجام نداده اید به جای دروغ گفتن.

  1. شکایت وگله کردن را متوقف کنید.

گله گذاران معمولا افرادی هستند که زیاد حرف می زنند و کاری هم نمی کنند.آنها بزرگنمایی می کنند، اما زمان اقدام و عمل، منفعل می شوند و عقب می کشند. فردی که از دیگران یا شرایطش گله و شکایت می کند، بی رحمانه حضور خودش را در زندگی نادیده می گیرد. مانند این است که پرده ای ضخیم جلوی چشمانش کشیده و در تاریکی مانده و با این کار،خود را از بیداری و هوشیاری در روز آفتابی دور نگه داشته است و در عین حال از تاریکی ناله می کند. در نهایت، گله و شکایت کردن، با بیدار و آگاه بودن، رابطه ای عکس دارد.

  1. برای انجام کارهایی که آشنایی ندارید مشورت کنید

مشورت کردن راهی مطمئن برای دوری از اشتباهات تکراری و احتمالی ست. البته بسیار مهم است که با فردی آگاه، باتجربه، صادق و دلسوز مشورت کنیم. افراد متخصص، آینده نگر، واقع بین می توانند افراد مناسبی برای مشاوره باشند. همچنین می توان از کسی که کاری را اشتباه انجام داده است، مشاوره بگیرید تا بتوانید از اشتباهات تکراری اجتناب کنید. افرادی که بیش از حد نگران و بدبین هستند یا صداقت کافی ندارند صلاحیت چندانی برای مشورت کردن ندارند.

  1. به نگرانی هایتان توجه کنید.

نگرانی واکنشی ست در وجود انسان نسبت به موضوعاتی که ممکن است در آینده به ما ضرر یا آسیبی برساند. اگر نگرانی را به دید زنگ هشداری ببینیم که سعی دارد ما را نسبت به نتیجه ای نامطلوب در آینده آگاه کند، نه تنها اجازه نداده ایم حرکت و رشدمان متوقف شود، بلکه استفاده درستی ازاین حالت کرده ایم که موجب سرزنش خود توسط خودمان یا دیگران نشویم. به طور مثال، اگر آخر هفته قرار است میزبان یک مهمانی باشیم، و نگرانی سراغمان آمده است، با توجه به جزییات نگرانی، میتوانیم برنامه ریزی کنیم و اقداماتی را جهت برگزاری مهمانی انجام دهیم، مثلا خرید را به تعویق نیندازیم یا زودتر از کسی درخواست کمک کنیم تا مطمئن شویم کارها به درستی پیش می رود و مهمانی خوبی برگزار خواهیم کرد.

  1. موقعیت خود را ازجنبه ها و ابعاد مختلف بررسی کنید و امتیاز دهید.

انسان بالغ، انسانی است که از ابعاد مختلف رشد کرده و از جنبه های مختلف خود را به سطح قابل قبولی رسانیده است. ابعاد مختلف شامل، بعد مالی، روابط خانوادگی ، بعد اجتماعی، بعد تحصیلی، سلامتی، شغلی و حرفه ای و … که هر کدام به تناسب نیاز و خواست هر کس، جنبه های بیشتری در زیر مجموعه خود دارد.

 2 باورغلط در مورد مسئولیت پذیری

  • مسئول بودن، آرامش در زندگی را از بین می برد.

زندگی با آرامش به معنی انکار کردن مشکلات یا دوری از مسئولیت پذیری برای حل مسائل، نیست. دقیقا برعکس،به این معنیست که با شفافیت و حضور ذهن در زندگی روزانه با مسائل به گونه ای مثبت و سازنده سر و کار داریم. شما تمامی شرایط وپیشامدهای زندگی را نمی توانید کنترل کنید، ولی ، می توانید از آنها بیاموزید. می توانید اجازه دهید هر پیشامدی شما را قوی تر، هوشیارتر، آگاه تر، ماهرتر وبامحبت تر شوید.

می توانید تواناییتان را در جهت طراحی زندگی ایده آل و فلسفه خود از آن، مدیریت کنید.یک فلسفه از مسئولیت پذیری فردی به شما این امکان را می دهد که دراصل و جوهر معنوی کمال زندگی کنید. همین امر، حس رضایت و کمال را به دنبال دارد.

  • مسئولیت یعنی کار بیشتر ازحد توان

گاهی شنیده می شود برخی افراد مسئولیت پذیری را با تحمل فشار به ویژه فشار روانی یکسان می دانند.یا حتی گاهی مسئولیت بیش ازحد توان خود به گردن می گیرند و یا مسئولیت اطرافیانشان را هم به دوش می کشند.حقیقت این است که مسئولیت پذیری بر اساس توان خود قابل قبول است. چنانچه فردی بیش از ظرفیت خود مسئولیتی را قبول کند،به احتمال زیاد پس از مدتی دیدگاه یک قربانی را پیدا کرده و یا نسبت به اطرافیانش بدبین و رنجیده خواهد شد. به طور مثال، کارمندی که در محیط کار وظایف بیشتری را پذیرفته و در ازای آن هم حقوق یا مزایایی دریافت نمی کند، پس از مدتی به علت ساعات طولانی تر هم از زندگی شخصی و خانوادگی اش عقب می ماند و هم نسبت به محیط کار و همکارانش دلسرد و یا عصبانی می شود.

فراموش نکنید که رشد، یک فرایند است و نه یک نتیجه. صبور باشید و با خودتان مهربان، تا زمانی که پذیرش مسئولیت را کاملا در خود ایجاد کنید.

یک کوچ چطور می تواند به فرد برای یافتن و افزایش مسئولیت پذیری کمک کند؟

تاثیرگذاری کوچینگ، زمانیست که فرد پذیرفته که مسئول زندگی خود است و تلاش کوچ در جهت بالا بردن سطح مسئولیت پذیری مراجع است. البته این امر، با خواست خود مراجع امکان پذیر است. از طرفی چون تمرکز کوچینگ بر حال و آینده و پیدا کردن راهکارها از درون فرد است، می تواند در فرایند افزایش سطح آگاهی و مسئولیت -پذیری فردی بسیار یاری دهنده باشد.

افراد زیادی هستند که با تربیت نادرست چه در سطح خانواده و چه جامعه، عادت کرده اند خود را مغلوب شرایط ببینند و شاید متوجه طرز تفکر و نوع دیدگاه خود نیستند. کار کردن با کوچ، این مزیت فوق العاده را به همراه دارد که ابتدا بابازخورد به مراجع، اثرات مخرب این نوع نگاه خود را ببیند و از آنجایی که تغییر نیازمند استمرار و پایداریست، حضور کوچ می تواند فرد را در مسیر تغییر و تحول نگاه دارد.

 گاهی حتی فردی با مسئولیت پذیری فردی نسبتا بالا وقتی در شرایط سخت قرار می گیرد، ممکن است تفکر ذهنیت قربانی و انسان ناتوان سراغش بیاید. با حضور در جلسه کوچینگ، کوچ با مهارتهایی همچون گوش دادن فعالانه، بازخورد و سوالات آگاهی بخش و … می تواند فرد را از نوع تفکرش آگاه کند و به بازگشت وی، به مسیر اصلیش، او را یاری دهد.

منابع:

https://www.boxingscene.com/motivation/29761.php

https://www.lifehack.org/378031/5-tips-how-more-responsible-person

نویسنده : حریر شمس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.