نقش کوچینگ در آینده کودک من

نقش کوچینگ در آینده کودک من

انسان زمانیکه بدنیا میاد در قدرتمند ترین حالت خود ش وجود داره. یک نوزاد قدرتمندترین مخلوق خداست البته از لحاظ ذهنی ولی به لحاظ جسمی بسیار ضعیف و نحیف و کاملا محتاج بزرگترهای خودشه.

مثلا دیدی وقتی نوزادو میندازی تو آب بلده شنا کنه؟؟

دقت کردی هر آدمی با هر لهجه و گویشی باهاش صحب کنه میخنده؟

میدونی ما د رزمان نوزادی تمام زبانها رو بلدیم؟

پیشنهاد میکنم وقتی به پارکها رفتی به کودکان با دقت بیشتری نگاه کنی اونا قدرت انعطاف بالایی در رفتار دارن؟

دیدی چقدر قدرتمند و سمج هستن؟

بچه گیهاتو یادت میداد هیچ چیزی نمیتونست مانع رسیدن به خواسته هات بشه/

و…

یه سوال

این موارد شامل تمام کودکان میشه؟

بله

مگه من همون کودک یا نوزاد دیروز نیستم؟

بله قطعا همه ما دوران کودکی و خردسالی نوجوانی و جوانی را پشت سر گذاشتیم.

پس چرا امروز مثل کودکی و نوزادی خود آن جسارت را نداریم؟

چرا امروز برای خواسته هایمان اصرار و پافشاری نداریم؟

چرا امروز مثل کودکی باور قدرتمند بودن نداریم؟؟

چرا امروز نمیتوانیم تصمیمهای بزرگ وقدمهای محکم برداریم؟

کودک که بودیم هربار که زمان میخوردیم بدون درنگ بلند میشدیم خودمان را تکان میدادیم به اطراف نگاه میکردیم و بسته به واکنش اطرافیان حرکت میکردیم اما امروز دقیقا بر عکس زمین که میخوریم اول به اطراف نگاه میکنیم و بعد بسته به نگاه دیگران اصلا بلند نمیشویمو حرکت نمیکنیم!!

امروز اینجا و این لحظه میخوام کمی فکر کنی؟

واقعا چرا؟؟؟؟

چه اتفاقی برای اون کودک قدرتمند بافطرت پاک سرشار از روح الهی افتاده؟

بچه که بودیم هروقت کار بد میکردیم منتظر برخورد دیگران بودیم؟

آره همین برخوردهای بزرگترها

اونا عاشق ما بودن

اونا درونشون پر از ترس و نگرانی از دوران کودکی خودشون بود و مارو با ترسهاشون بزرگ کردن

اونا عاشق ما بودنو میخواستن مارو تربیت کنن.بقول معروف اهلیمون کنن.ما باید درس میخوندیم.نمره 20 میگرفتیم.هرجایی که میگفتن میرفتیم . هرکاری که میخواستن انجام میدادیم.اونا گذشته خودشونو برای آینده ما ساختن و حواسششون نبود بین گذشته اونها تا آینده ما حداقل 30تا40 سال فاصله است و ما اموزشهای آینده رو ندیدیم .ما متوجه نشدیم کی بزرگ شدیم؟ ما اصل نفهمیدیم دنیا کی انقدر پیشرفت کرد و ما جا موندیم چون ما در رویای کودکی والدینمان که مربوط به گذشته بود بزرگ شدیم.با کلی ترس ، مراقب خودت باش،سرتو کلاه نذارن ، تنها نرو وایسا من و باباتم باشیم ،یا خواهر بزرگترت یا برادر بزرگترت…

چه چیزی جرأتو از ما گرفت؟

یا یک سوال بهتر

اگر چه اتفاقی در دوران کودکی برای ما می افتاد ما امرو زهمان کودک جسور و قدرتمند و خلاق بودیم که هیچ قدرتی مانع رشد و حرکت ما نمیشد و همچنان با قدرت به رویاهای کودکی خود فکر میکردیم و مشغول ساختن دنیای زیبای خود بودیم مثل همون بازی کودکانه زمان کودکیمون؟؟

و همانقدر مسلط به زبانهای گوناگون و…

امروز هر اتفاقی برای ما افتاده تقصیر ما نبوده و مسئولیتش با ما نیست اما یادمون باشه ما مسئول زندگی خودمون هستیم و مجبوریم گذشته ایکه دست ما نبوده رو درستش کنیم آموزش ببینیم و روی رشد فردیمون کارکنیم اما آینده فرزندت قطعا مسئولیتش با توست .

کوچینگ میتونه به تو کمک کنه تا کامل استعدادهای کودکت رو بشناسی و در مسیر درست قرارش بدی طوریکه وقتی به سن امروز تو رسید دیگه نمیگه اگه پدر و مادرم….. میگه اگه امروز اینجا هستم انتخاب درست خانواده ام بود در زمانیکه من اصلا قدرت اتخاب نداشتم.

نویسنده : مینا درویشانفرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.