چالش پارادایم

چالش پارادایم: دیدگاه‌های عمیق ابعاد تفکر یک فرد “پارادایم‌ها” نامیده می‌شود. پارادایم‌های یک فرد ممکن است با واقعیت سازگاری داشته یا نداشته باشد. مردی که پارادایم آن این است که زنان بیش-عاطفی هستند، ممکن است شرایط سختی برای کار با زنان داشته باشند. زنی که پارادایم آن این است که مرد کنترل‌کننده و مسلط است، ممکن است زمان سختی برای کار با یک مرد داشته باشد. فردی که تنها با پول انگیزه می‌گیرد ممکن است علاقه مندی اش به جنبه‌های دیگر رشد شخصی، تعادل و رضایت را از دست بدهد.


پارادایم‌ها می‌توانند به ما کمک کنند یا به ما صدمه بزنند. پارادایم‌ها می‌تواند ما را در رسیدن به توانایی‌های نهفته خود محدود کنند و در نتیجه به پیش گویی های خود جامع عمل بپوشیم. مردم از عقب‌نشینی که به معنای شکست تفسیر می شود می‌ترسند. آن‌ها همچنین ممکن است ریسک گریز ،مانع و داوری کننده کسانی باشند که به دنبال نوآوری هستند و یا کسانی که مرتکب اشتباه می‌شوند و یا شکست می‌خورند. به نوبه خود به احتمال کمتری برای موفقیت تلاش می‌کنند. لذا پارادایم نادرست آن‌ها، “درست” از آب در می‌آید.
یک کوچ می‌تواند به مراجعین کمک کند تا پارادایم‌های خود را با به چالش کشیدن آن‌ها تغییر دهند. برای کسی که در گذشته دست و پنجه نرم می‌کند، کوچ می‌تواند به او کمک کند تا با نگریستن به زمان‌های سخت گذشته، آن تجربیات را از طریق یک لنز مثبت تغییر دهد. کوچ می‌تواند به افراد کمک کند که از خود بپرسند، ” این تجربه سخت چگونه به من سود می‌رساند؟ رشد یا فرصت‌های یادگیری در آن چه بوده است؟ اگر می‌توانستم این وضعیت را تغییر دهم، وضعیت ایده‌آل من در آینده چه شکلی می‌شد؟ ”
وقتی کارولین کیسی ۱۷ ساله شد، او سعی کرد برای گواهی‌نامه رانندگی درخواست دهد. مشکل این بود که کارولین نابینا بود. هیچ وقت نابینایی را به عنوان یک ناتوانی تعریف نکرده بود، هنگامی که مقامات به او برای درخواست گواهینامه رانندگی خندیدند، حیرت‌زده شد. پارادایم او این بود که اصلاً معلول نیست. پدر و مادرش هرگز به او نگفته بودند که او معلول است، بنابراین مطابق دیدگاه کارولین، او می‌تواند کاری را انجام دهد که هر کس دیگری می‌تواند انجام دهد. این یک آگاهی بود تا او یاد بگیرد. ممانعت از انتخاب یک مسیر موجب شد که او راه دیگری را انتخاب کند. او به هند رفت و فیل سواری را آموخت که در سراسر کشور نیازی به گواهینامه نداشت. سپس او با استفاده از ۸۰ گونه‌ی مختلف حمل و نقل، جهان را دور زد. او امروز به کسب و کارهایی کمک می‌کند تا نقطه‌نظر خود را نسبت به بکار گیری افراد معلول تغییر دهند.
وظیفه شما به عنوان یک کوچ این است که به افراد کمک کنید تا پارادایم‌هایی را تغییر دهند که آن‌ها را از رسیدن به توان بالقوه خود باز می‌دارند.
استاد علوم کامپیوتر، رندی پوش، مرگ قریب‌الوقوع خود را به یک کلاس زنده تبدیل کرد. در سن ۴۶ سالگی پزشکان به او گفتند که تنها چند ماه زنده خواهد بود پیش از آنکه به علت سرطان لوزالمعده فوت شود. رندی تصمیم گرفت که از هر دقیقه آخر عمر خود استفاده کند. او خودش را به کنگره آمریکا دعوت کرد تا در مورد نیاز به انجام تحقیقات بیشتر سرطان صحبت کند؛ او یک سخنرانی مثبت در دانشگاه کارنگی ملون در باره ” دستیابی واقعی به رویاهای کودکی ” ایراد کرد. او آخرین خطابه اش را نوشت، یک کتاب مثبت و با نگاه به آینده که به ۴۶ زبان ترجمه شد و در نیویورک تایمز برای مدت ۸۵ هفته در فهرست پر فروش ها قرار گرفت.
مردم غالبا عقب نشینی را به عنوان نشانه‌ای از شکست در نظر می‌گیرند. این یک پارادایم معیوب است. اگر بتوانید به مردم کمک کنید که کاستی‌های درک شده خودشان را در چارچوب مهارت کلی ببینند، می‌توانند بر این پارادایم غلبه کنند. مثال رندی پوش نشان می‌دهد که مردم می‌توانند دیدگاه‌ها را تغییر داده و بزرگ‌ترین چالش‌ها را به فرصت‌ها تبدیل کنند.
زمانی که یک کوچ به فرد کمک می‌کند تا پارادایم‌های خود را به چالش بکشد، آن‌ها آماده تر می شوند تا مسئولیت زندگی یا وضعیت فعلی خود را به عهده بگیرند. زمانی که آن‌ها یاد می‌گیرند پارادایم‌های خود را با واقعیت همسو کنند، بسیاری از موانع موجود برای تحقق توان بالقوه آن‌ها شروع به سقوط می‌کند.
بخشی از کتاب “شکوفایی توانایی‌های نهفته” ،مترجم بهرام برزگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.