جنبش یا توسعه

چندپتانسیلی ها « جنبش یا توسعه» : همیشه فکرم درگیر پیدا کردن نقشه راهی بود  که مثل فانوس دریایی مسیر پیشرفت و توسعه مهارت های چندپتانسیلی ها  روشن کند .چند پتانسیلی هایی که بازارکار دهه های آینده وابسته به خلاقیت ، انعطاف پذیری و اشتیاق شدید یادگیری آن هاخواهد بود.


به دنبال فرمول جادویی بودم که بتوانیم بواسطه اش فاتح جنگ نا برابر و نانوشته با جامعه تخصص زده پیرامون خودمان شویم و برتمام برچسب هایی – که به دلیل عدم شناخت تواناییها یمان از طرف دیگران به ما زده می شود – خط بطلان بکشیم . برچسب هایی که آنقدر تکرار شده اند که گاهی درناخودآگاه ما نیز نفوذ کردند.
به تمام مدل های مشابه ، تلاشها مدنی برای برابری انسان ها ، چه در رنگ و نژاد و چه در جنسیت و … نگاه کردم .همه دریک نکته مشترک بودند سعی در اثبات حقی داشتند که جامعه از آنها دریغ کرده بود یا فکر می کردند از آنها دریغ شده .
جنبش برابری رنگین پوستان وسفید پوستان ، جنبش برابری مردان و زنان ، همه و همه مبارزاتی بودند که با وجود گشایشهایی که به واسطه تلاش ها و از خودگذشتگی های فراوان پیروانشان هنوز  در جریان هستند . هنوز کشور هایی در گوشه کنار
جهان وجود دارند که بر سراختلافات مرزی در جنگ و جدالی پنهان و نامحسوس و گاهی آشکارولی دائمی به سر می برند .
در تمام موارد فوق به رسمیت شناخته شدن از طرف مقابل وسهم بیشتر یا برابر جامعه و …مددنظر بوده است. اما کماکان مبارزات آنها درجریان است و تمامی ندارد.
 
اما به راستی راه ما نیز از این معبر می گذرد آیا ما چندپتانسیلی ها برای به دست آوردن جایگاهمان نیازمند اثبات خود به جامعه و ابراز کار آمدی خود هستیم؟
مطمئنم که پاسخ “نه “خواهد بود . چرا که ماهیت چند پتانسیلی بودن موهبتی است که دراختیار ما قرار گرفته است.
در واقع چند پتانسیلی بودن یه صفت است نه یک حق که باچند خط قانون – چه درست و چه غلط، مثل قانون برده داری یا جبر اجتماعی و جغرافیایی – به وسیله انسان های دیگر محدود گردد. وقتی یک موهبت  در انسان وجود داشته باشد گریز آن تقریبا غیرممکن است . به همان میزان تلاش در اثبات آن به جامعه تخصص گرای پیرامونمان بیهوده است . جامعه ای که به شدت نتیجه گرا است و در عین حال نتیجه فوری و مشهود را انتظار دارد.
فرمول جادویی چند پتانسیلی ها آن قدر ساده است که خودتان هم حیرت زده خواهید شد. فقط کافی است صرفا از “نتیجه گرا “بودن دست بکشیم !! و خودمان را با بقیه مقایسه نکنیم.
از بودن کنار خودمان لذت ببریم و از تجربه کردن هراس نداشته باشیم ، چون سعی و خطا و تجربه کردن شالوده کار ماست .
در واقع در مقابل جامعه تخصص گرا ، کافی است به جای مقایسه خود با استاندارد های آن و سعی در اثبات خود به دیگران ، خودمان را بیشتر بشناسیم .
الف) از قضاوت شدن پروا نداشته باشیم تا خلاقیتمان را توسعه دهیم .
ب)   این که در چهارچوب خط کشی شده جامعه نیستیم فرصتی است تا انعطاف پذیری بیشتر کسب کنیم.
ج)    در نهایت تجربه کردن فرصت آموختن بیشتری نسبت به دیگران دراختیارمان قرار می دهد.
برای تکمیل فرمول جادوییمان کافیست پذیرفتن توانمندیهایمان را با “امید “و “تلاش مستمر” مخلوط کنیم. در واقع چند پتانسیلی ها نیازی به اثبات خود به جامعه ندارند چون ذاتاً در گروه پیشرو
ها قرار گرفته اند. ایمان داشته باشیدکه به زودی متخصصان نیازمند چند پتانسیلی هایی هستند که با اراده خود آنها را در مسیر های جدید راهنمایی کنند.
گروهی که مرز های دانش را توسعه می دهند. روابط متلاطم سازمانی یا جامعه را بهبود می بخشند . ظرافت هنرمندانه رابر تن زمخت صنعت می پوشانند و در کل جامعه را جای بهتری برای زیستن میکنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.