کاربرد کوچینگ(نشانه های اطراف)

کاربرد کوچینگ(نشانه های اطراف): در بخش اول به” کارا” بودن “گوش شنوا” در فروش و خلق مشتری وفادار پرداختیم.ولی در واقع مهارت های کوچینگ به صورت موثر در زندگی خود کوچ تاثیر می گذارد و اولین کسی که از کوچینگ بهره مند می شود خود کوچ است . مهارت “گوش شنوا” در هر جلسه ای که با مراجع برگزار می کنیم همانند آینه به ما کمک می کند تا با دنیای درون خود آشنا شویم. به هر حال بعضی وقت ها ، چالش های مراجع برای ما نیز پیش آمده یا با آنها دست به گریبان شده باشیم . در حالی که اصول وظرافت های کوچینگ باعث می شود که از همدردی و ابراز آن جلو گیری –  و جلسه را با رعایت اصول حرفه ای ادامه دهیم- با این حال مراجع برای ما آینهای تمام نما از خودمان می شود و با گفتگو با وی در واقع به دنیای درون خود نیز سر می زنیم.

برای مطالعه بیشتر خلق مشتری وفادار روی این پیوند کلیک کنید.

خوب شاید شما هم تجربه مشابهی داشته باشید ؛  ولی قطعا در میان دوستان و همکاران و حلقه نزدیک ما این نشانه ها یی از مزیت ها و معایب ما وجود دارد . چرا که طیف اطرافیان ما ، در فرکانس رفتاری نزدیک به ما هستند. به یاد جمله معروفی که می گویید شما برایند پنج نفر نزدیک به خود هستید می افتم.  در واقع، حلقه نزدیکان ما به عنوان یکی از حساسترین هشدارهای درونی ما عمل می کنند.

در زندگی روزانه اگر خوب بتوانیم از ” گوش شنوا ” و خاموش کردن مغز “قضاوت گر” خود استفاده کنیم . الهامات و نشانه هایی برای بهبود فردی خود در معاشرت های روزانه خود کشف خواهیم کرد.

ناخودآگاه ما ،بسیاری از نشانه هایی که برای شناخت بیشتر خودمان نیاز داریم را در اطراف ما جمع می کند و  چون نیک بنگریم ؛ آن ها را خواهیم یافت. به کمک  ” گوش شنوا ”  نقاط قابل بهبود خود  و راه حل های آنها را در اطرافمان خواهیم یافت و مرحله  بعد به کمک  ” سوال های قدرتمند  “از خودمان می توانیم ذهن خود را به چالش بکشیم. سوالاتی از قبیل :

چرا دوست نزدیکم
از توانمندی ویژه خود بهره نمی برد؟

چرا رفتاری مشخص ما را آزرده می کند؟

چرا همیشه با دیدن فردی خاص حس بدی در ما به وجود می آید؟

و سوال مهمتر اینکه :

آیا این رفتار ها به نوعی دیگر یا در جای دیگری از خودمان هم سر میزند؟

و علت و ریشه واکنش ما به این رفتار چیست؟

یا هزاران سوال خوبی که می شود از خودمان بپرسیم.جواب صادقانه به این سوالات نیمه ای از وجودمان را که نمی بینیم یا بعضا دوست نداریم ببینیم را به ما نشان میدهد. شناخت آن احساسات و رفتار ها و پذیرفتنشان باعث می شود ، بتوانیم درک بهتری از خود پیدا می کنیم و
به درسی که در آن نهفته است پی ببریم .این که خصوصیاتی که آنها را دوست نداریم چگونه و کجا به ما کمک خواهند کرد ؟  به شناخت “ریشه ها “و “چرایی” آنها به ما کمک میکند.

به عنوان مثال شجاعت صفت پسندیده و خوبی است و همه دوست دارند بدان شناخته شوند و کسی ترس و ترسو بودن را دوست ندارد ولی همین حس در بسیاری موارد تا همین امروز به داد ما رسیده و باعث بقای ما شده است و یا جلوی اتفاقات ناگواری را گرفته و در صورتی که درک درستی از آن داشته باشیم ، می بینیم  به اندازه شجاعت نقش خود را در زندگی ما ایفا می کند و به همان قدر مفید و موثر است. شناخت دلایل و ریشه احساسات و اتفاقاتی که اطراف ما می افتد منجر به این می شود که ما به سطح بالا تری از خود برسیم.

این نقطه عطفی خواهد بود که به صورت جادویی  در زندگی اطراف ما  جریان دارد. در واقع از دیدگاه من ؛ کوچینگ بیشتر از آن که برای مراجع سودمند باشد برای خود کوچ سودمند خواهد بود. مثلث اعتمادی که بین “کوچ”،”مراجع “و”روند کوچینگ” وجود دارد . بهترین مسیر توسعه فردی را در پیش راه کوچ قرار می دهد. با کمی ریز بینی همان زمان که مراجع به لحظه ” یافتم ” نزدیک می شود خود کوچ هم در معرض شناخت بیشتر از خود قرار می گیرد.

در واقع این خود کوچ است که بیشتر از هر فرد دیگری نیازمند به اعتماد کامل به روند کوچینگ است.

کاوه کارگر -کوچ و مدرس کسب و کار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.