تفاوت بین کوچینگ و مشاوره

تفاوت بین کوچینگ و مشاورهکوچینگ می تواند به یک کارآفرین کمک کند که به یک رهبر بزرگ تبدیل شود. از طرف دیگر مشاوره به تخصص و تجربه و کمک بسیاری نیاز دارد . اغلب اوقات ، خطوط بین کوچینگ و مشاوره می توانند بسیار نامشخص و تار شوند و شرایطی ایجاد می شود که در تأمین نیاز مشتری واقعاً مؤثر نباشد.

دانستن زمان استفاده از خدمات کوچ یا مشاور می تواند برای کسب و کار شما بسیار مهم باشد ، از طریق کمک به شما در پیشرفت مهارت های رهبری خود و یا با کمک به شما در حل مسئله پیش رو.
در زیر ، ۱۳ عضو شورای کوچینگ مجله فوربس تفاوت های کلیدی بین کوچینگ و مشاوره را با یکدیگر به اشتراک می گذارند و اینکه چرا لازم است که بدانید چه موقع یکی را بر دیگری انتخاب می کنیم. این چیزی است که آنها برای گفتن دارند:

حقیقت در برابر عمل


تفاوت اصلی کوچینگ و مشاوره در این است که کوچینگ پاسخهایی را از ذهن مشتری بیرون میکشد در حالی که مشاوره به مشتری می گوید چه کاری انجام دهد. با کوچینگ ، شما با راهکارهایی برای کشف حقیقت خود به تنهایی راه می روید. با مشاوره ، ابزاری به دست می آورید که می تواند شما را در پیشبرد و اجرای برنامه پشتیبانی کند. هر دو بسته به قصد و هدف مشتری می توانند مفید باشند.

دستورالعمل در برابر راهنمایی


فکر کنید قرار است که یاد بگیرید دوچرخه سوار شوید. یک مشاور برای مدتی دوچرخه سوار می شود و یک کتابچه راهنمای “چگونه انجام دهیم” می نویسد. یک کوچ می تواند شما را سوار دوچرخه کرده و در کنارتان قدم بزند ، شما را در این روند راهنمایی کند تا زمانی که احساس اطمینان کافی برای دوچرخه سواری در خود داشته باشید. اگر نیاز به یک متخصص دارید که بتواند یک فرایند یا روش را به شما یاد دهد ، یک مشاور استخدام کنید. و وقتی می خواهید خودتان را کشف کنید کوچ استخدام کنید.

ظرفیت سازی در برابر حل مشکل

کوچینگ ساختن ظرفیت هاست. مشاوره به مشتری کمک می کند تا یک چالش خاص تجاری را حل کند. این دو می توانند با هم ارتباط داشته باشند ، اما در کار ما معمولاً بین مشاوره (کمک به یک مشتری یا آدرس دادن یک چالش خاص برای عملیات ، اعتبار یا موقعیت رقابتی) و کوچینگ (کمک به یک رهبر یا تیم به داشتن اعتماد به نفس و رهبری مؤثر) تمایز قائل می شویم.

تخصص خارجی یا رشد درون محور

یک مشاور معمولاً در یک اهمیت موضوعی است که بر اساس درک ، دانش و تجربه قابل توجهی که دارد ، به مشتری مشاوره فنی و حرفه ای می دهد. یک کوچ اما به مشتریان کمک می کند تا شفافیت و جواب های خود را پیدا کنند و به آنها کمک می کند تا درک کنند که چگونه در رسیدن به اهداف خود پیشرفت کنند و شخصاً رشد کنند.

کاوش در برابر ارائه امکانات

وقتی کوچ می کنید ، امکانات را کشف می کنید. هنگام مشاوره ، امکاناتی را فراهم می کنید. دانستن تفاوت ، شما را قادر می سازد بیشترین ارزش را به مشتری خود ارائه دهید. وقتی کوچ می کنید ، به آنها کمک می کنید تا امکاناتی را برای خودشان کشف کنند که شاید نبینند. وقتی مشاوره می کنید ، از این امکانات استفاده می کنید و بر اساس دانش و تجربه خود گزینه هایی را در اختیار آنها قرار می دهید.

شما میدانی” در برابر ” من میدانم

نقش کوچ این است که به اندازه خودتان کار کنید. کوچ کنار شماست که به شما کمک می کند تا جواب های خودتان را پیدا کنید. آنها شبیه صدای درونی هستند که سوالات مناسبی را برای شما فراهم می کنند تا شما در مورد راه حل ها فکر کنید. یک مشاور ، یک متخصص است که بر اساس تجزیه و تحلیل آنها از وضعیت ، پاسخهای “صحیح” را به شما ارائه می دهد. آنها سؤالات درست می پرسند تا جواب شما را بدهند

راهنمایی در برابر اقتدار

رشد و توسعه مراجع برای شناخت پتانسیل های موجود و ایجاد پتانسیل های جدید خود یکی از عملکرد های کوچینگ است که میتواند در مراجع اتفاق بیافتد و در عوض از یک مشاور داشتن تخصص فنی و کارشناسی در یک موضوع خاص انتظار می رود. یک بیزینس کوچ، ممکن است برنامه نویسی را در سطح مراجع خود نفهمد ، اما می تواند او را به سمت جستجوی شغلی بهتر و مؤثر تر راهنمایی کند. و یک مشاور در مورد شرایط کسب و کار ، تحقیقات بازار و یا چگونگی استخدام نیروی کار صحبت می کند.

توصیه در برابر اکتشاف


مشاوران مشکلی را تشخیص داده و توصیه های لازم را می کنند. بنا براین آنها مشتری را بر اساس آنچه معتقدند بهترین است ، هدایت میکنند. کوچ ها مشکلات را تشخیص نمی دهند. در عوض ، آنها با مشتریان شریک هستند تا بزرگترین سؤالاتی را که می خواهند اکتشاف کنند تعیین کنند و تجربه ای را برای مشتری ایجاد کنند تا بتواند براساس آنچه مشتری معتقد است به بهترین شکل ممکن به جواب های خود برسد.

پرسیدن سوال در برابر ارائه راه حل

تفاوت مشخصی بین کوچ و مشاور وجود دارد. یک کوچ خوب، شنونده خوبی است ، آنها اجازه می دهند سکوت کار را انجام دهد. آنها در صدد فهمیدن از طریق تحقیق متفکرانه و صمیمانه و بدون قضاوت هستند. و آنها مشتری را راهنمایی می کنند تا با پرسیدن و نه گفتن ، راه حل هایی را برای خود ببیند. از طرف دیگر مشاوران راه حل هایی را ارائه می دهند که شفافیت و رشد طولانی مدت از درون آنها به وجود می آید.

رویکرد متفاوت یا مسیر همیشگی

در کوچینگ ، پاسخ ها و راه حل ها توسط مشتری با همراهی کوچ به عنوان تسهیل کننده ایجاد می شوند. در مشاوره ، پاسخ ها و راه حل ها توسط مشاور به عنوان کارشناس موضوع ارائه می شود. در حالی که نتیجه نهایی مشابه است – پشتیبانی از یادگیری مشتری ، گزینه ها و عملکرد درست – رویکرد و روندی کاملاً متفاوت است.

تمرکز روی مشکل یا روی مشتری


تفاوت اصلی کوچ ها و مشاوران در این است که تمرکز در کجاست. در مشاوره ، تمرکز روی مسئله است و مشاور بهترین راهکارها را برای رفع مشکل ارائه می دهد. در کوچینگ ، تمرکز روی خود مشتریان است و به آنها کمک می کند تا توانایی خودشان را برای حل مشکلات و چالش هایی که در کار و زندگی پدید می آید ، برطرف کنند.

نصیحت در برابر توانمند سازی

کوچ ها برای توانمندسازی مشتری در تصمیم گیری های شخصی خود آموزش می بینند. کوچ های باتجربه می دانند که چگونه می توانند سؤالات درست را مطرح کنند تا به مشتری انگیزه دهند تا راهکارهای خود را پیدا کند ، بنابراین احساس می کنند که در شرایط شخصی و شغلی خود قادر به پیشرفت در زندگی یا تجارت خود هستند. مشاوران استخدام می شوند تا در زمینه های خود مشاوره تخصصی ارائه دهند. هر دو می توانند به شما کمک کنند رشد فوق العاده ای داشته باشند.

تفاوت اینکه چه کسی متخصص است

کوچ ها تصور می کنند مشتری بهترین متخصص در تجارت خود است. یک کوچ از طریق پرسیدن سوالات فعال و سؤالات فکری ، به مشتری کمک می کند تا مشکلات خود را حل کند. ومشاور یک متخصص فرض شده می باشد . درک این امر بسیار مهم است زیرا کوچینگ باعث ایجاد تغییرات معنی دار و ماندگار در کوتاه مدت و بلند مدت می شود ، جایی که مشاوره به طور کلی پاسخ های کوتاه مدت برای یک مشکل خاص پیدا میکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از کوکی ها استفاده می کند تا تجربه مرور بهتری را به شما ارائه دهد. با مرور این وب سایت ، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید.