مدل‌های کوچینگ

مدل‌های کوچینگ
[تعداد: 2    میانگین: 5/5]
انواع مختلفی از مدل‌های کوچینگ‌ وجود دارد که کوچ‌های حرفه‌ای در موضوعات مختلف از آن‌ها استفاده می‌کنند.
در این مقاله به برخی از آن‌ها اشاره و برخی را بررسی می‌کنیم.

مدل کوچینگ GROW

Goal
Reality
Options or Obstacles
Will or Way Forward

گرفته‌شده است. این کلمات درواقع مراحل این مدل را نشان می‌دهند. شناخته‌شده‌ترین مدل کوچینگ، مدل کوچینگ GROW است که توسط جان ویتمور معرفی شده است. مدل کوچینگ GROW از چهار مرحله در مکالمه‌های کوچینگ استفاده می‌کند.

این مدلی درواقع کوچینگ به شیوه‌ای منظم و سازمان‌یافته برای تولید ایده‌هایی است که منجر به ارتقای عملکرد فرد می‌شود. از مدل کوچینگ GROW برای انجام کوچینگ در قالب یک چهارچوب مشخص استفاده می‌شود. یعنی در ابتدا اهداف را مشخص کنید، واقعیت‌های ‌ مشخص را در نظر بگیرید، گزینه‌های مختلف را بررسی کنید و در مورد زمان انجام اقدامات لازم به توافق و جمع‌بندی برسید.

اولین مرحله: تعیین اهداف

کوچ‌های خوب ترتیبی می‌دهند که هم خودشان و هم مراجعین دقیقا و مشخصا بدانند که به دنبال کسب چه نتایجی هستند.

بسیاری از جلسات کوچینگ عمدتا به بررسی اهداف موردنظر، چگونگی، چرایی، زمان، مکان و افراد لازم جهت تحقق بخشیدن به اهداف ختم می‌شوند.

برای کوچینگ یک هدف عملی انتخاب کنید که در یک چهارچوب زمانی واقع‌بینانه و با توجه به سطح تجربه فعلی مراجع قابل تحقق باشد. منطقی است که در شروع هر جلسه کوچینگ مشخص کرد که فرد تحت کوچینگ می‌خواهد چه چیزی به دست بیاورد.

همانند افراد موفق که برای کارها و زندگی شخصی خود هدف دارند، هدف‌گذاری در ابتدای جلسه به جلسه حسی از هدف می‌دهد و این اطمینان را می‌دهد که این جلسه یک مکالمه با معنا است نه یک مکالمه بی‌هدف. در این مرحله، هدف نشان‌دهنده تصویر بزرگی از چیزی است که فرد تحت کوچینگ می‌خواهد از فرآیند کوچینگ یاد بگیرد مثل رشد کسب و کار، یا لاغر شدن.

دومین مرحله: بررسی واقعیت‌های موجود

پس از اینکه مشخص شد فرد تحت کوچینگ به دنبال رسیدن به چه چیزی است، قدم بعد مشخص کردن این است که فرد در حال حاضر نسبت به هدف در کجا قرار دارد.

یعنی اینکه در جهت رسیدن به هدف چه قدر پیشرفت داشته است؛ مهارت‌ها، دانش و ویژگی‌های فعلی او چیست؛ و واقعیت چیزی که از او انتظار می‌رود چیست؟ این یک فرصت واقعی است که به فرد این امکان را می‌دهد که از نقاط قوت خود آگاهی پیدا کند و اعتماد به نفسش افزایش پیدا کند و مهارت‌هایی را که دارد و باعث می‌شود در آینده جایگاه خوبی پیدا کند شناسایی کند.

گاه ممکن است مراجع جلسه‌ای را با پرداختن به وضعیت موجود شروع کند. در آن صورت، با دقت تمام به صحبت‌های او گوش کنید. به احتمال زیاد مراجعین در یک فضای آکنده از توجه و حمایت صادقانه‌تر در مورد مشکلات و محدودیت‌های فردی خود صحبت خواهند کرد. با وجود این، در مورد تردید و دودلی آن‌ها زیاد تامل نکنید. مراجع را تشویق کنید هرچه سریع‌تر به بررسی گزینه‌های موجود یا اهداف موردنظر بپردازد.

سومین مرحله: گزینه‌ها‌

کوچ از طریق توجه به نقاط قوت مراجع و آن دسته از موفقیت‌های قبلی که با شرایط موجود قابل انطباق هستند و یا از طریق نگاهی تخیلی به راه‌حل‌های (گزینه‌های) جدید باعث می‌شود که فرصت‌های با ارزشی پیش روی شما قرار گیرند.

ممکن است برخی مراجعین بخواهند جلسه را با بحث در مورد ایده‌ها و گزینه‌های خوب خود شروع کنند. در آن صورت، از ایده‌های بدیع و خلاق آن‌ها تمجید کنید.

در عین حال، دقیقا مشخص کنید که به چه چیزی دست خواهند یافت (هدف) و آیا مسئله با توجه به شرایط موجود (واقعیت) امکان‌پذیر خواهد بود یا خیر. در مرحله گزینه‌ها، ایده‌‌ها و راه‌حل‌های مراجع را از ذهن او بیرون بکشید. شما می‌توانید با خارج شدن از دیدگاه فعلی فرد و نگاه به موضوع از یک منظر جدید و مفید‌تر فرصت‌های تازه‌ای را کشف کنید.

در این مرحله از مدل کوچینگ GROW، کوچ به فرد تحت کوچینگ کمک می‌کند تا گزینه‌هایی که برای پیشرفتش به سمت هدف وجود دارد شناسایی کند. فرد ممکن است خیلی راحت اولین گزینه‌ای که به ذهنش می‌رسد را اتخاذ کند و به سمت مرحله خاتمه و نتیجه‌گیری برود.

وظیفه کوچ این است که با پرسیدن سوالات به فرد کمک کند خارج از محدوده فکر کند و خلاق باشد و تا زمانی که هر دوی آن‌ها راضی شوند به جستجوی گزینه‌های مختلف بپردازد تا به بهترین راه‌حل برسد و متعهد به اجرای آن شود. سوالاتی نظیر اینکه در گذشته چه روش‌هایی خوب بوده و عمل کرده؟ بقیه چه طور آن را انجام می‌دهند؟ معیارهای نسبی هر یک از این راه‌حل‌ها چیست؟ در این مرحله می‌تواند مطرح شود.

چهارمین مرحله: جمع‌بندی (خواسته‌ها)

پس از تعیین اهداف، در نظر گرفتن واقعیت‌های موجود و بررسی گزینه‌های مختلف مراجع می‌تواند جالب‌ترین یا مفید‌ترین گزینه را انتخاب و نحوه به اجرا درآوردن آن را بررسی کند.

جلسه کوچینگ باید با تعهد مراجع نسبت به انجام یک اقدام مشخص در مدت زمانی معین خاتمه یابد. این اقدام ممکن است جمع‌آوری اطلاعات، مشورت با یک همکار، یا انجام یک وظیفه خاص باشد.

این مرحله از مدل کوچینگ GROW، اختتام جلسه کوچینگ است. پس از اینکه فرد خودش تمام گزینه‌های مختلف برای پیشرفت به سمت هدف را بررسی کرد، می‌تواند مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کند و به اقدامات مشخصی متعهد شود. در این مرحله، کوچ باید تعهد فرد به اقدامات خاص را روشن سازد و اطمینان حاصل کند که فرد درباره کاری که در حال حاضر انجام می‌دهد و چه کسی، چه زمانی و در کجا به او کمک خواهند کرد آگاهی دارد.

با وجود اینکه مدل کوچینگ GROW به‌صورت یک فرایند خطی تعریف شده است اما لازم نیست که از این مدل به‌صورت خطی استفاده کرد بلکه می‌توان در طول فرایند کوچینگ، بسته به نیاز فرد، برگشت به هر مرحله‌ای که لازم است.

به عنوان مثال، ممکن است پس از مشخص کردن وضعیت فعلی و واقعی فرد، مشخص شود که فرد تحت کوچینگ می‌خواهد هدفی که قرار داده است را تعدیل کند؛ و یا هنگامی که می‌خواهد در آخرین مرحله متعهد به انجام اقدامات مشخصی شود به این نتیجه برسد که گزینه‌های بیشتری وجود دارد که هنوز آن‌ها را بررسی نکرده است.

نکته مهمی که باید به خاطر داشت این است که مدل GROW یک چارچوب مفید است اما برای اثربخش بودن لازم است که در هر مرحله از مکالمه کوچینگ، نیازهای فرد را درک کرد.

منبع: سایت ایده‌آل کوچینگ

مدل کوچینگ OSKAR

مدل کوچینگ OSKAR یکی از مدل‌های کوچینگ است که در سال ۲۰۰۰ و توسط Mark McKergow و Paul Z Jackson عرضه شد. آن‌ها در کتاب خودشان «تمرکز بر راه‌حل، کوچینگ و تغییر را ساده می‌کند» به ارائه این مدل پرداختند. در این مدل به جای پرداختن به مشکل و علت، تمرکز به راه‌حل، تعیین اهداف و ایجاد مسیری به سمت موفقیت‌هاست. در قلب این رویکرد، پیدا کردن چیزی است که کار می‌کند، بیشتر انجام دادن آن و توقف مواردی است که کار نمی‌کنند.

این مدل چارچوب قدرتمندی است که کمک می‌کند جلسات کوچینگ بیشتر بر راه‌حل متمرکز شوند تا مشکل. مدل OSKAR از پنج مرحله در مکالمه‌های کوچینگ استفاده می‌کند که عبارت‌اند از: نتیجه Outcome، مقیاس بندی Scaling، دانسته‌ها Know how تایید و اقدام Affirm and Action و بررسی Review

نتیجه

در این اولین مرحله از مدل کوچینگ OSKAR، کوچ یک سکو ایجاد می‌کند که از آنجا کوچینگ کند. در اینجا کوچ تایید می‌کند که فرد تحت کوچینگ، مشتری تغییر است. به عبارت دیگر کوچ بیان می‌کند که کوچینگ آن‌ها در این نقطه در جهت کمک کردن به فرد است. همچنین در این مرحله ابتدایی مشخص می‌کند که:

افراد تحت کوچینگ می‌خواهند چه چیزی به دست بیاورند، هدفشان چیست (که می‌تواند کوتاه، میان، بلندمدت باشد.)

هدف آن‌ها از خود این جلسات چیست و از کجا می‌دانند که این جلسات برای آن‌ها مفید است.

یا سناریوی ایده‌آلی که مدنظر فرد است “آینده ایده‌آل” چیست؟ شاید در این مرحله لازم باشد سوالاتی پرسیده شود که به فرد در مجسم کردن و توصیف مفصل نتیجه‌اش کمک می‌کند.

  • هدف این جلسه چیست؟
  • هدف این کوچینگ چیست؟
  • چه چیزی در بلندمدت می‌خواهید به دست بیاورید؟
  • چگونه می‌دانید این کوچینگ برای شما مفید بوده است؟

مقیاس‌بندی

پس از اینکه فرد تصویر واضحی از نتیجه‌ای که مطلوبش است و می‌خواهد به آن برسد به دست آورد، می‌توان بررسی کرد که الان نسبت به آن نتیجه مطلوب چه وضعی دارد و در کجای آن قرار دارد. تکنیک درجه و مقیاس‌بندی روش مناسبی است که به کمی کردن این کار کمک می‌کند.

  • در یک مقیاس ۱ تا ۱۰ که ۱ نشان‌دهنده x است و ۱۰ نشان‌دهنده y، در کجای مسیر رسیدن به هدف هستید؟
  • الان در n قرار دارید، چه کاری لازم است انجام دهید تا کمی جلوتر بروید؟
  • چطور می‌فهمید به عدد n+1 رسیده‌اید؟

دانسته‌ها

با توجه به نمره‌ای که فرد در مرحله قبل به خودش داده است باید مشخص کرد که او چه دانش، مهارت و ویژگی‌هایی دارد که به خود مثلا نمره ۴ یا ۵ داده است. در این مرحله، کوچ باید نقاط قوت فرد، شامل دانش، مهارت‌ها و ویژگی‌ها را کشف کند و به فرد درباره وجود این نقاط قوت آگاهی دهد و در او اعتماد به نفس ایجاد کند. نمونه سوالاتی که ممکن است کوچ در این مرحله بپرسد در زیر آمده است.

  • در حال حاضر چه دانش، مهارت و ویژگی‌هایی دارید که به شما کمک خواهد کرد؟
  • چه زمانی کاری مشابه این کار را انجام داده‌اید؟
  • به نظر دیگران چه چیزی برای شما مناسب‌تر است و کار خواهد کرد؟
  • چه چیزی به شما کمک کرده است الان در نقطه n باشید و نه در ۰؟
  • قبلا چه کار متفاوتی برای به دست آوردن نتیجه کرده‌اید؟

این مرحله واقعا مانند پیدا کردن طلا است و باید زمان زیادی صرف پیدا کردن نقاط قوت فرد شود.

تایید و اقدام

تایید کردن یعنی کوچ چیزی را که شنیده است تقویت و قبول کند؛ یعنی درباره برخی از نقاط قوت و توانایی‌هایی که فرد بیان کرده است بازخورد مثبت دهد مثلا اینکه بگوید: من بسیار تحت تاثیر دانشی که شما در این حوزه دارید قرار گرفتم یا اینکه بگوید: از آنچه گفتید کاملا واضح است که این راه‌حل برای شما مناسب است و کار خواهد کرد. اقدام یعنی کوچ به فرد کمک کند آن کارها و اقدامات کوچکی را که اتخاذ خواهد کرد مشخص کند.

  • قدم بعدی چیست؟
  • چه‌کاری را همین الان می‌توانید انجام دهید؟
  • شما الان در n هستید، برای یک قدم جلوتر چه کاری می‌توان کرد؟

بررسی

آخرین مرحله از مدل کوچینگ OSKAR به بررسی میزان پیشرفت ناشی از اقدامات می‌پردازد و در نتیجه احتمال دارد که این مرحله در شروع جلسه بعدی کوچینگ انجام شود. در این مرحله تاکید بر بررسی نتایج مثبت است.

  • چه چیزی بهتر است؟
  • برای موفقیت تغییر چه کار کردید؟
  • فکر می‌کنید بعدا چه چیزی تغییر کند؟
  • چه چیزی روی این موفقیت تاثیر گذاشت؟

بنابراین می‌توان به طور خلاصه مدل OSKAR را این‌گونه تعریف کرد:

  • نتیجه O: بیان نتیجه مورد انتظار از جلسه کوچینگ
  • مقیاس‌بندی S: درک اینکه در حال حاضر فرد تحت کوچینگ نسبت به تغییر کجاست
  • دانسته‌ها K: تعیین دانش، مهارت و ویژگی‌های فرد
  • تایید و اقدام A: تایید نقاط قوت و توانایی‌های فرد و مشخص کردن اقدامات آتی وی
  • بررسی R: بررسی میزان پیشرفت ناشی از اقدامات

 

آیا علاقه مند به مطالعه بیشتر هستید:   معرفی مدل‌های کوچینگ (۲)

مدل کوچینگ اسکار یک مدل راه‌حل محور است که ابزار قوی در جلسات کوچینگی که عمدتا روی راه‌حل متمرکز هستند به شمار می‌آید. مدل اسکار می‌تواند در مکالمه‌های کوتاه نیز استفاده شود و این تفاوتش با دیگر مدل‌هاست. مدل اسکار می‌تواند برای مدیران پرمشغله‌ای که وقت جلسات طولانی را ندارند یک مزیت خاص باشد.

 

منبع: سایت ایده‌آل کوچینگ

مدل کوچینگ CLEAR

مدل کوچینگ CLEAR در اوایل دهه ۱۹۸۰ توسط Peter Hawkins نویسنده کتاب ایجاد فرهنگ کوچینگ توسعه داده شد و هنوز هم برای آموزش تکنیک‌های موثر کوچینگ به سوپروایزرها و رهبران استفاده می‌شود که از ۵ قدم واضح تشکیل‌شده است.

پنج قدم مدل کوچینگ CLEAR

قرارداد بستن C – Contractمدل کوچینگ CLEAR
گوش دادن L – Listen
کاوش کردن E – Explore
اقدام A – Action
بررسی مجدد R – Review

گرچه مدل کوچینگ CLEAR مدل خطی به نظر می‌رسد اما این امکان را دارد که به‌صورت دوار و از هر نقطه‌ای کوچ و مراجع ترجیح می‌دهند شروع شود. مدل کوچینگ کلیر را می‌توان هم برای یک پروسه طولانی‌مدت کوچینگ استفاده کرد و هم برای گفت‌وگوهای کوتاه کوچینگی. این مدل دو مولفه دیگر را هم در جلسه کوچینگ مطرح می‌کند که در مدل GROW نیست.

قرارداد بستن C – Contract:

در مرحله اول از مدل کوچینگ CLEAR، کوچ نه تنها آن دسته از اهدافی را که فرد می‌خواهد در نتیجه جلسه کوچینگ به دست بیاورد مرور می‌کند بلکه با بیان حدود کوچینگ و وضع مقررات پایه‌ای کار کردن با یکدیگر، بحث را شروع می‌کند. این مرحله از کوچینگ می‌تواند خیلی چیزها را شامل بشود ولی اولین قدم این است که شما مسائلی مربوط به مدت‌زمان و طول جلسات، مکان و دیگر چیزها را بیان کنید و به توافق برسید. سپس شما باید کشف کنید که مراجع چه چیزی می‌خواهد. هدف این قسمت کمک به واضح شدن چیزی است که باید روی آن تمرکز کنید. وقتی جایی که می‌خواهیم برویم مشخص شد رسیدن به آن آسان می‌شود و اگر در طول مکالمه کوچینگ هدف‌ها تغییر کردند، دوباره این مرحله را بررسی می‌کنیم.

گوش دادن L – Listen:

مرحله دوم مدل کوچینگ CLEAR: شنیدن فعالانه است. پرسیدن سوالات کلیدی برای کمک به مراجع تا موقعیتش را بهتر درک کند. در این مرحله، کوچ تماما با حس همدردی به صحبت‌های فرد گوش می‌دهد تا به او کمک کند درکی از وضعیت و بینش شخصی خود به دست بیاورد. سوالات قوی می‌پرسد و سپس گوش می‌دهد. این مرحله یک قدم اساسی است که کمک می‌کند مراجع به دلایل رفتار و انگیزه‌هایش آگاه شود.

کاوش کردن E – Explore:

دادن فضایی به مراجع برای اینکه بتواند خود را بیان کند و اطلاعاتی بدهد که به خودش و شما کمک کند موضوع اصلی را کشف کند. در مرحله سوم مدل کوچینگ CLEAR نیز باید سوالات باز پرسید و زمان کافی ایجاد کرد تا بتوانید هر جنبه‌ای از موضوع را کشف کنید. این مرحله در مورد شماست. توانایی شما برای کمک به مراجع در جهت کشف. شاید با سوال پرسیدن. شاید با سکوت کردن. شاید با بازخورد دادن. شاید استفاده از ابزارهای دیگر کوچینگ.

این مرحله از دو مولفه تشکیل‌شده است: کاوش اول کمک به فرد در درک اثرات شخصی که این وضعیت بر او دارد و کاوش دوم به چالش کشیدن فرد برای جستجوی اقدامات احتمالی آتی برای برطرف کردن این وضعیت.

اقدام A – Action:

درست مثل خیلی از مدل‌های دیگر در این مرحله از مدل کوچینگ CLEAR هم، کوچ به فرد در انتخاب یک راه برای حرکت به سمت هدف و تصمیم‌گیری درباره قدم بعد کمک می‌کند. گفتن اینکه من فلان کار را می‌کنم الزاما منجر به اقدام نمی‌شود. وقتی اطلاعات از مرحله قبل جمع‌آوری شد زمان ایجاد یک برنامه عملیاتی برای رسیدن به هدف است. در این مرحله باید از سوالات ۵w استفاده کرد. چه کسی؟ چطور؟ کی؟ کجا؟ چگونه؟ این مرحله راجع به حرکت به سمت جلوست.

بررسی R – Review:

در این مرحله، کوچ با تقویت حوزه‌هایی که پوشش داده‌اند، تصمیماتی که اتخاذ کرده‌اند و ارزش‌افزوده‌هایی که ایجاد کرده‌اند، جلسه را خاتمه می‌دهد. مهم است دستاوردها را بررسی کنید، اینکه چه کاری باید انجام شود و زمان و تعهد چیست. اقدام بعدی بررسی شود و مطمئن شوید که کوچ و مراجع هر دو در مورد اقدامات و تعهدات واضح هستند. همچنین باید فرد را تشویق کند که درباره چیزهایی که در فرایند کوچینگ مفید بوده‌اند، چیزهایی که دشوار بوده‌اند و چیزهایی که می‌خواهد در جلسات بعدی کوچینگ متفاوت باشند بازخورد دهد.

بنابراین می‌توان به‌طور خلاصه مدل کوچینگ CLEAR را این‌گونه تعریف کرد:

قرارداد بستن C: بیان اهداف جلسه کوچینگ
گوش کردن L: گوش دادن به صحبت‌های فرد و درک وضعیت بینش و درک او
کاوش کردن E: کمک به فرد در درک اثرات بینش و تلاش برای اتخاذ اقدامات آتی
اقدام A: انتخاب یک راه برای حرکت به سمت هدف و تصمیم‌گیری درباره قدم بعد
بررسی مجدد R: بررسی میزان پیشرفت ناشی از اقدامات و ارزش‌افزوده‌های حاصل از آن

 

آیا علاقه مند به مطالعه بیشتر هستید:   معرفی مدل‌های کوچینگ (۳)

منبع: سایت ایده‌آل کوچینگ

مدل‌های کوچینگ

پاساژ کوچینگ

سایت جامع کوچینگ ایران
پاساژ کوچینگ

Latest posts by پاساژ کوچینگ (see all)

پاساژ کوچینگ
سایت جامع کوچینگ ایران

نظر کاربران

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما به اینترنت متصل نیستید