ماتریس SWOT

تحلیل SWOT چیست؟

اگر دقت کنید درخواهید یافت که نام SWOT مخفف نام لاتین کلمات قوت (Strength)، ضعف (Weakness) ، فرصت (opportunity)  و تهدید (Threat) است.

دانستن و درک این چهار بخش نخستین قدم برای تحلیل SWOT است؛ که ما بعدتر به توضیح کامل آنها می‌پردازیم.

باید دقت کنید که تحلیل SWOT با ماتریس SWOT متفاوت است؛ اینطور که ماتریس SWOT یک ابزار استراتژی است و صرفا یک روش است برای نشان دادن وضعیت موجود در کسب و کار.

لیست کردن نقاط ضعف و قوت و فرصت و تهدید به تنهایی معجزه ای نخواهد کرد؛ بلکه هدف اصلی از فهرست کردن این 4 موضوع، بررسی گزینه‌های استراتژیک پیش روی یک کسب و کار است.

باید بدانید که دو بخش قوت و ضعف به وضعیت درونی کسب و کار اشاره دارند و فرصت و تهدید از محیط بیرونی کسب و کار می‌گویند.

در ماتریس SWOT ما به فهرست کردن عوامل موردنظر خواهیم پرداخت، و در تحلیل SWOT ارتباط این عوامل با یکدیگر و تاثیرشان بر یکدیگر را بررسی خواهیم کرد.

در این ویدئو اجزای و تحلیل SWOT را از زبان دکتر علی اصغر محمدی فاضل به صورت کامل ببینید و بشنوید.

همچنین بخوانید : بیزینس کوچینگ چیست؟

اجزای ماتریس SWOT

ماتریس SWOT یکی از قدیمی‌ترین ابزارها در زمینه استراتژی است. این ابزار از 4 بخش تشکیل شده و بر اساس همان بخش‌ها نیز نامگذاری شده است. بخش‌های چهارگانه ماتریس SWOT عبارتند از:

1.قوت (Strength)

2.ضعف (Weakness)

3.فرصت (Opportunity)

4.تهدید (Threat)

که در زیر به معرفی کامل آنها پرداخته ایم.

نقاط قوت

در این قسمت شما باید همراه با همکاران‌تان، به تعیین ویژگی‌های مثبت و نقاط قوت کسب و کار خود بپردازید. نقطه قوت شما، مزیت های رقابتی شما هستند.

 همه مسائلی از قبیل اینکه:

  • مزیت ما نسبت به رقبا چیست؟
  • ویژگی‌های مثبت ما از نظر مردم و مشتری‌ها چیست؟
  • چرا مردم از بین رقبا ما را انتخاب می‌کنند؟
  • ما چه کاری را بهتر از رقبا انجام می‌دهیم؟
  • در کدام گزینه‌ها برتری داریم؟ 

را باید از خود بپرسید و بطور کاملا حقیقی و منطقی به آنها پاسخ دهید.

باید توجه داشته باشید که هرموردی که به عنوان نقطه قوت کسب و کارتان مطرح می‌کنید، نباید از روی سلیقه شخصی شما انتخاب شده باشد؛ بلکه ملاک درست بودن نقاط قوتی که مطرح می‌شود، از روی مقایسه آن نسبت به رقبا انجام ‌شود.

هر عملی که شما انجام می‌دهید و رقبای‌تان نمی‌توانند انجام دهند ، و یا شما بهتر از رقبا انجام می‌دهید، نقاط قوت شما محسوب خواهد شد. در ادامه به ذکر چندین مورد که می‌تواند نقطه قوت یک کسب و کار باشد خواهیم پرداخت.

تخصص و دانش فنی می‌تواند یک نقطه قوت برای کسب و کار شما باشد، زیرا که بسیاری از رقبا ممکن است دانش و تخصص کافی در زمینه فنی را نداشته باشند.

بودجه و همچنین نقدینگی بالا نیز عواملی هستند که ممکن است هر کسب  و کاری آن را نداشته باشد و اگر شما دارای نقدینگی و بودجه بالا هستید این مورد برایتان نقطه قوت محسوب می‌شود.

دسترسی آسان و سریع به منابع انسانی یک کسب و کار هم می‌تواند نقطه قوت باشد.

کیفیت بالای محصولات نیز نقطه قوتی است که موجب جذب مشتری بیشتر خواهد شد و همچنین توزیع کم هزینه محصولات می‌تواند نقطه قو ت باشد.

در کل، مسائلی مانند ارتباطات بازاریابی، منابع انسانی،مسائل حقوقی و … مسائلی هستند که به عنوان نقاط قوت و یا ضعف یک کسب و کار شناخته می‌شوند.

نقاط ضعف

زمانی که نقاط قوت شما مشخص شد، پیدا کردن نقاط ضعف آنچنان سخت نخواهد بود. فقط باید توجه داشته باشید که هر کمبودی که شما در کسب و کارتان احساس می‌کنید صرفا ضعف نخواهد بود. ممکن است شما ضعف‌هایی داشته باشید که رقیب‌تان نیز در همان حد و یا بیشتر آن ضعف و کمبود را داشته باشد.

شما باید ضعف کسب و کارتان را نسبت به جایگاه و ارزش آن بسنجید.

برای اینکه نقاط ضعف کسب و کارتان مشخص شود، می‌توانید سوالاتی مانند زیر از خودتان بپرسید:

  • چه چیزی باعث می‌شود پروژه‌هایتان به تاخیر بی‌افتد؟
  • چه عواملی باعث شده فروش ما کاهش پیدا کند؟
  • چه چیزی باعث می‌شود ما از رقیبانمان عقب‌تر ‌باشیم؟
  • چه عواملی باعث ضررهای مالی می‌شوند؟
  • کدام بخش از تیم ما خوب عمل نمی‌کنند؟
  • از نظر مشتریان، نقطه ضعف کسب و کارمان چیست؟

پس از مشخص شدن نقاط ضعف، باید آنها بر اساس ارزش و اهمیت لیست کنید.

اکنون که وضعیت درونی کسب و کارتان مشخص شد، نوبت این است که به بررسی و مشخص کردن محیط بیرونی بپردازید؛ یعنی فرصت‌ها و تهدیدها.

فرصت‌ها

پس از اینکه نقاط ضعف و قوت را به خوبی پیدا کرده و لیست کردید، باید با توجه به آنها و وقایعی که در اطراف‌تان در حال روی دادن است، به پیدا کردن فرصت‌ها پرداخته و از آنها نهایت بهره را ببرید.

بطور مثال، گران شدن دلار، برای بعضی از کسب و کارها تهدید و برای بعضی می‌تواند فرصت باشد.

شما باید تمامی دقت خود را به کار بگیرید و به تحلیل وقایعی که درحال رخ دادن هستند، بپردازید، و از دل آنها فرصت ها را برای خود استخراج کنید.

حتی ممکن است در میان تهدیدهایی که برای کسب و کارتان هست، فرصتی نهفته باشد؛ در اینصورت شما باید با زیرکی آن را پیدا کرده و از آن استفاده کنید.

برای مثال، فرض کنید در حوزه کاری شما، همایشی بسیار بزرگ و شناخته شده برگزار می‌شود که شما می‌توانید از طریق آن قابلیت‌های کسب و کارتان را به اجرا بگذارید. شما می‌توانید این وضعیت را به چشم یک فرصت دیده و از آن نهایت بهره را ببرید، همچنین می‌توانید به راحتی از آن گذشته و آن روز را مانند دیگر روزهای عادی بگذرانید.

بطور کلی، هر مسئله سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … می‌توانند  تبدیل به فرصت شوند.

تهدیدها

برای پیدا کردن تهدیدها شما باید به این فکر کنید که چه چیزهایی در موفقیت شما وقفه می‌اندازد؟

تمامی عواملی که باعث وقفه در موفقیت و به خطر افتادن آن شوند، تهدید محسوب می‌شوند.

در این قسمت شما می‌توانید سوالاتی نظیر؛

  •  چه چیزی می‌تواند فروش ما را کم کند؟
  • چه چیزی مشتری ما را کاهش می‌دهد؟
  • چه چیزی باعث کاهش کیفیت محصولمان می‌شود؟

بعد از مشخص شدن تهدید ها باید به دنبال فهمیدن این باشید که آیا علت این تهدیدها نقاط ضعف ما هستند یا نه؟

مثلا گاهی اوقات، تغییر سبک زندگی مردم می‌تواند برای یک کسب و کار تهدید محسوب شود.

در حقیقت عوامل زیادی را می‌توان به عنوان تهدید حساب کرد، اما هدف پیدا کردن تهدیدها تبدیل آنها به فرصت است.

در این ویدئو به عنوان مثال SWOT برای مک‌دونالد مورد بررسی قرار گرفته است.

تا اینجا تنها به شناسایی نقاط ضعف و قوت ، تهدید و فرصت پرداختیم. از این به بعد باید بفهمیم که ماتریس SWOT و یا ماتریس سوات، چه چیزی را برای تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها و همچنین تکیه بر نقاط قوت و جلو زدن از رقیب پیشنهاد می‌دهد؟

این ماتریس درواقع جدولی است که از 4 قسمت تشکیل شده و در آن تهدیدها در مقابل نقاط ضعف، و فرصت‌ها در مقابل نقاط قوت قرار می‌گیرند.

در گام اول شما باید موارد مربوط به هر قسمت از جدول را قرار دهید.

سپس باید جدول‌تان را حرفه‌ای تر کرده و آن را به یک ماتریس تبدیل کنید.

شما باید در خانه‌های افقی، عوامل درونی کسب و کارتان را قرار دهید و در خانه‌های عمودی، باید عوامل بیرونی قرار بگیرند.

اکنون، اگر هر بار 2 تا از خانه‌های افقی و عمودی را به هم متصل کنید، خواهید دید که هر بار 2 عامل به هم مرتبط می‌شوند.

به این ترتیب از دل این ماتریس، 4 استراتژی بیرون خواهد آمد که اگر بخواهیم با اختصار و با اول اسم‌هایشان بیان کنیم، عبارتند از:

استراتژی SO ، استراتژی WO ، استراتژی WT و استراتژی ST .

اکنون به توصیف این 4 استراتژی می‌پردازیم:

استراتژی SO

این استراتژی، که حاصل ارتباط 2 عامل فرصت (Opportunity) و قوت (Strength) است، برای زمانی است که ما یک فرصت را در محیط پیدا کردیم و می‌دانیم که به واسطه نقاط قوت‌مان می‌توانیم به آن دست پیدا کنیم.

بطور مثال، فرض کنید شما کسب و کاری دارید که دارای بودجه بالایی است و بطور کلی از نظر اقتصادی در سطح بالایی قرار دارید، این موضوع یکی از نقاط قوت شما محسوب می‌شود.

همچنین با خبر می‌شوید که یکی از رقبای شما که دارای دانش فنی بالا و محصولات ارزشمند است، به مشکلات مالی برخورده است، در اینصورت اینکه شرکت رقیب با مشکلاتی از جنس مالی برخورده است، برای شما فرصت محسوب می‌شود؛ زیراکه خرید آن شرکت رقیب باعث چند برابر شدن سود شما می‌شود.

این نوع از استراتژی، یکی از استراتژی‌های ایده‌آل مدیران است، اما پیش آمدن و پیاده سازی آن آسان نیست. به همین دلیل بیشتر مدیران کسب و کار به سمت 3 استراتژی دیگر یعنی WT ،WO و ST می‌روند.

همچنین زمانی که مدیران به سمت این 3 استراتژی می‌روند، امید دارند که به تدریج شرایطی فراهم شود تا بتوانند از استراتژی SO استفاده کرده و آن را پیاده سازی کنند.

استراتژی WO

این نوع از استراتژی که حاصل ارتباط 2 عامل ضعف و فرصت است، به دنبال این است که فرصت‌های بیرونی را کشف کرده و همینطور ضعف‌های درونی را کاهش داده و تعدادی را حذف کند.

برای مثال، فرض کنید شما کسب و کاری هستید که کار تولید یک محصول را انجام می‌دهد. همچنین یک شرکت خارجی نیز دقیقا محصولی مانند شما دارد و آن را به ایران وارد می‌کند؛ در اینصورت وجود آن شرکت خارجی برای کسب و کار شما تهدید به حساب می‌آید.

همچنین فرض کنید که شما یک تیم تحقیق و توسعه دارید که کارش را به خوبی بلد نیست و مهارت کافی ندارد؛ اینم موضوع یکی از نقاط ضعف کسب و کار شما خواهد بود.

ممکن است در یک برهه زمانی اتفاقی بی‌افتد و مرز بسته شده و یا واردات آن محصول ممنوع شود اینجاست که وارد نشدن محصول خارجی برای شما فرصتی خواهد بود.

شما می‌توانید تیم تحقیق و توسعه خود را آموزش داده تا در این زمان که وادرات محصول خارجی انجام نمی‌گیرد و تقاضا برای محصول شما بالا رفته از آن بهترین استفاده را بکنید.

استراتژی ST

این استراتژی که از ارتباط 2 عامل قوت و تهدید به وجود آمده است، می‌تواند اثرات تهدیدهایی که در بیرون مشاهده می‌کنیم را با تکیه بر نقاط قوتی که داریم، خنثی و یا کمرنگ کند.

برای مثال فرض کنید شما شرکتی دارید که می‌خواهید به زودی در آن محصولی را تولید کرده و به فروش برسانید. از یک طرف نگران این هستید که دیگر شرکت‌ها سریعا از محصول شما کپی نکنند و سود بازار را از شما نگیرند. اینکه سازمان حقوقی یک کشور در این زمینه ضعف دارد و نمی‌تواند جلوی کپی شدن را بگیرد، برای شما یک تهدید به حساب می‌آید.

اما در مقابل شما تعدادی سرمایه‌گذار می‌شناسید که حاضرند برای محصول شما سرمایه گذاری کنند. ارتباط با سرمایه‌گذاران و جذب آن سرمایه برای شما یک نقطه قوت خواهد بود.

شما با جذب سرمایه بیشتر می‌توانید به تولید محصول بیشتر و همچنین عرضه گسترده تر بپردازید.

با این کار شما بیشترین سود از بازار را گرفته اید و امکان کپی و فروش محصولتان بسیار کم و سخت خواهد شد.

استراتژی WT

این استراتژی که حاصل ارتباط 2 عامل ضعف و تهدید می‌باشد،  به نوعی دفاعی است. به این صورت که ما تهدیدهایی از بیرون را تشخیص می‌دهیم، همچنین می‌دانیم در آن زمینه دارای ضعف‌هایی هستیم؛ به این ترتیب تلاش می‌کنیم با روش‌هایی این ترکیب را حذف و یا کمرنگ کنیم.

برای مثال، فرض کنید شرکتی محصولی را به فروش می‌رساند که هم در داخل تولید شده و هم واردات خارجی دارد. بخش واردات خارجی عملکرد خوبی نداشته و سودآوری آن بسیار کم است. در همین حال برای واردات آن محصول خارجی مشکلات گمرکی و از این قبیل به‌وجود می‌آید. در اینصورت شرکت تصمیم می‌گیرد بخش واردات خارجی را حذف کند.

این‌گونه از استراتژی، استراتژی WT است.

در آخر می‌توان گفت در تحلیل SWOT در جستجوی نقاط تلاقی استراتژیک هستیم. به طوری  که با یافتن تلاقی فرصت‌ها و تهدیدها با نقاط قوت و ضعف بتوانیم وضعیت کلی کسب و کار را بهبود بخشیم.

چگونه تحلیل SWOT را بنویسیم؟

برای ایجاد یک تحلیل SWOT ابتدا باید سوالاتی درباره وضعیت موجود کسب و کارتان از خود بپرسید.

وضعیت موجود کسب و کارتان

فهرست کردن نقاط قوت:

در این قسمت باید به ویژگی‌هایی از کسب و کارتان بپردازید در راه رسیدن به موفقیت به شما کمک خواهند کرد.

  • چه اعمالی را بهتر از همه انجام می‌دهید؟
  • مهارتی که شما را نسبت به رقبا منحصر به فرد کرده است چیست؟
  • دانش تخصصی شما چیست؟
  • تجربیات شما چی هستند؟
  • کسب و کارتان در چه جایی سودآوری بیشتری دارد؟
  • چه مزیتی نسبت به رقیب‌هایتان دارید؟

فهرست کردن نقاط ضعف:

در این قسمت باید به ویژگی‌هایی از خود و یا کسب و کارتان بپردازید که می‌توانند مانع رسیدن شما به اهداف شوند.

  • چه زمینه‌ای از کسب و کارتان نیاز به رشد دارد؟
  • کمبود منابعتان چیست؟
  • کدام قسمت از مجموعه‌تان سودآور نیست؟
  • در کدام زمینه‌ها نیاز به دانش و تجربه بیشتری دارید؟
  • برای کسب و کار شما پول ارزش بیشتری دارد یا زمان؟

فهرست کردن فرصت‌ها:

در اینجا شما به فرصت‌های بیرونی بپردازید که باعث رسیدن شما به اهدافتان می‌شوند.

  • در حال حاضر برای رسیدن به چه اهدافی تلاش می‌کنید؟
  • در کنار اموری که الان انجام می‌دهید، چه اعمال اضافه‌ای می‌توانید برای مشتریان‌تان انجام دهید؟
  • به کار گرفتن چه تکنولوژی ای برای رسیدن به اهدافتان کمک کننده است؟
  • مخاطبان بالقوه برای شما وجود دارند؟ اگر بله کجا و چگونه باید به سراغ‌شان بروید؟
  • آیا محصولات و خدمات دیگری وجود دارند که به شما در رسیدن به اهداف کمک کنند؟

فهرست کردن تهدیدها:

در این قسمت باید ببینید چه عوامل بیرونی هستند که می‌توانند در کسب و کار شما اختلال ایجاد کنند؟

  • چه مانع‌هایی سر راه‌تان قرار دارد؟
  • چیزی که به بزرگترین رقیبتان قدرت می‌دهد چیست؟
  • رقبایتان چه مزیت‌هایی دارند که شما ندارید؟
  • در اقتصاد چه چیزی در جریان است؟
  • در صنعت چه چیزی در جریان است؟

پس از اینکه فهرست‌های شما مشخص شد، باید 2 کار اصلی را انجام بدهید:

1.استفاده از داده‌های جمع آوری شده در تحلیل SWOT

این بخش یکی از مهمترین بخش‌های آنالیز SWOT  است؛ شما در این قسمت باید از داده‌های جمع‌آوری شده برای شکل دادن به اهداف و استراتژی‌ها استفاده کنید.

  • برنامه‌ای بچینید تا بر روی نقاط قوت تمرکز کنید.
  • راهی برای بهبود نقاط ضعف پیدا کنید.
  • اهداف را برای هریک از فرصت‌های ایجاد شده تعیین کنید.
  • برنامه‌ای برای کاهش تهدیدهایی که شناسایی کردید با تکیه بر نقاط قوت ، طراحی کنید.

2.داده‌های جمع‌آوری شده از قسمت‌های مختلف را ترکیب کنید.

روش ترکیب نقاط قوت با فرصت‌های جدید ، برای استراتژی‌های جدید کشف کنید.

برای شناسایی تهدیدهایی که می‌توان از بین برد از ترکیب نقاط قوت و تهدیدات استفاده کنید.

نقاط ضعف و فرصت‌ها را برای ایجاد فهرستی از چیزهایی که می‌شود بهبود بخشید را بررسی کنید.

فهرستی از موقعیت‌هایی که در آنها دچار ضعف و تهدید می‌شوید را تهیه کرده و از آنها خودداری کنید.

در پایان، لازم به ذکر است که ابزار تحلیل SWOT راهی برای کشف فرصت‌های جدید و بهبود روند تصمیم‌گیری است.

ماتریس SWOT چیست؟

ماتریس شامل 4 بخش قوت، ضعف، فرصت و تهدید می‌باشد.

نقاط قوت در ماتریس SWOT چیست؟

هر عملی که شما انجام می‌دهید و رقبای‌تان نمی‌توانند انجام دهند، و یا شما بهتر از رقبا انجام می‌دهید، نقاط قوت شما محسوب می‌شود.

به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
رزرو رایگان جلسه کوچینگ

برای آشنایی بیشتر با کوچ و کوچینگ یک جلسه رایگان با کوچ مرتبط با مسئله‌تان رزرو نمایید. علاوه بر آشنایی با کوچینگ، کوچ مسیر رسیدن به هدف مطلوب با کوچینگ را برای شما بیان خواهد نمود.

تکنیک های ان ال پی در کوچینگ
تکنیک های ان ال پی در کوچینگ

کوچینگ را به عنوان یک حرفه برای خودتان برگزیده اید و از اینکه در خدمت مراجعان خود هستید لذت می برید. این عالی است اما

راه‌های افزایش بهره‌وری نیروی انسانی

در یک سازمان، نقش نیروی انسانی همانند نقش فرزندان برای یک خانواده است. همه خانواده‌ها دوست دارند فرزندانی موفق داشته باشند، اما در بعضی مواقع

عضویت در خبرنامه ایمیلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب

جلسه رایگان کوچینگ

برای دریافت جلسه رایگان کوچینگ فرم ذیل را تکمیل نمایید.